جلسه ۱۰۳
توضیحات:
الفریدة الثالثة فی القدم و الحدوث 24ـ غرر فی تعریفهما و تقسیمهما
جلسه ۱۰۳
18وَ إنِّى وَ إنْ كُنْتُ ابْنَ آدَمَ صُورَةً *** فَلِى فِيهِ مَعْنىً شَاهِدٌ بِأبُوَّتِى (1) فالحقُّ قَد کانَ و لا کَونَ لشـیء *** کَما سَیطوی الکل بـِالـقاهِرِ طَی (2)1 پدر عقول و ارواح
[همانگونه که گفتیم:] تباین وصفی نه تباین عزلی، روایت شده است از کسی که نسبت به عقل مثل پدر عقول است همانطوریکه حضرت آدم پدر بشر بود، عقلش در تأصّل و کلیت نسبت به عقول (البته اگر عقلی در کار باشد والاّ همۀ عقلها را خود علی علیهالسّلام برای خودش گرفته است و دیگر چیزی برای بقیه باقی نگذاشته است!) در فرعیت و جزئیت مثل پدر ما آدم نسبت به اجساد بشریت میماند، حضرت پدر عقول و ارواح هستند، درست فرموده است:
1ـ اگرچه من از نظر صورت فرزند آدم هستم و در من یک معنایی است که شاهد است به اینکه من پدر بودم یعنی من رسیدم به مرحلهای که نسبت به آدم حکم پدر را دارم، من از آدم بالا زدم.
2ـ پس حق هست درحالیکه هیچ چیزی برای چیزی نیست، هیچ وجود مستقلی برای هیچ ماهیتی نیست. همانطوریکه همه بهواسطۀ اسم قاهر در ذات پروردگار انطویٰ پیدا میکنند.
تقریرٌ و تثبیتٌ لِلمقامِ و إشارةٌ إلی أنَّ البدایةَ و النهایةَ واحدٌ و إلی أنَّ الطیَّ بِاسمِه القاهرِ کَما أنَّ النَّشرَ بِالأسماءِ المناسبةِ له کَالمبدیءِ المُبدِع المُنشِیء المُکَوِّن کَما هُو طَریقةُ العُرَفاءِ.2
عدم فرق بین نزول و صعود در عالم واقع
«تقلیل و تثبیت مقام است و اشاره است به اینکه بدایت که نزول است و نهایت که صعود است واحد است» اینها همه یک چیز است نهاینکه دو چیز باشد، همان نزول همان صعود است و هیچ فرقی در اینجا نمیکند گرچه در این عالم بین این دوتا فرق است ولی در آن عالم واقع اصلاً هیچ فرقی بین نزول و صعود وجود ندارد. طی یعنی افناء همۀ موجودات در آن وجود بسیط به اسم قاهر پروردگار است همانطوریکه سیر نزولی و انتشار اسماء و صفات و نشر آن وجود بسیط به اسماء و رسوم، تمام اینها به اسماء مناسبۀ این نشر هستند مثل المبدیءیعنی کسی که ابتداء بهوجود میآورد. «المبدع المنشیء؛ ایجاد کننده انشاء کننده. المکوّن یعنی وجود دهنده، همانطور که طریقۀ عرفاء است».
- منظومه، ج 2، ص 297.
- منظومه، ج 2، ص 298.

