جلسه ۱۰۳
توضیحات:
الفریدة الثالثة فی القدم و الحدوث 24ـ غرر فی تعریفهما و تقسیمهما
جلسه ۱۰۳
2أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
مرحوم حاجی در بیان حدوث اسمی مطلبی دارند که این را از حدوث دهری میرداماد جدا کردهاند ولی بهنظر میرسد که اگر این دو را باهم در یک نسق قرار دهیم انسب باشد. میرداماد در حدوث دهری قائل بود به اینکه معلول در مراتب علت عدم فکّی دارد و عدم مقابل دارد ولی نه عدم زمانی یعنی معلول در مرحلۀ علت وجود ندارد و آن علت در مرحلۀ علت بالاتر از خودش که معلول برای او است وجود ندارد، این را حدوث دهری میگویند که وعاء آن هم دهر است و زمان نیست بنابراین یک عدم مقابل که واقعاً عدم خود آن شیء است، نه عدم مجامع که عدم لااقتضائیت ذاتی نسبت به وجود و عدم باشد، چنین عدم مقابلی بر تمام ماهیات معلوله نسبت به علل خودشان حاکم است.
عرض شد بهنظر میرسد که این مطلب ناتمام است و جهتش هم این است که اگر قائل شویم بر اینکه معلول در ذات علت قبل از جنبۀ علّی وجود ندارد البته این درست و صحیح است، همانطوریکه یک فرزند در علل معدّه در ذات پدر قبل از تعلق عنوان ابوّت بر او وجود ندارد البته علل معدّه برحسب شرایط است، برحسب فاعلی و اینها نیست ولی اگر قائل شویم بر اینکه خود علت بِوصفِ العلیّة و عنوانِ العلیّة، معلول را اقتضا میکند، ما هیچگاه نمیتوانیم برهه و مقطعی را تصور کنیم که در آن مقطع علت با عنوان علّیت وجود داشته باشد و معلول وجود نداشته باشد، چه عدم مقابلی در اینجا حاکم است؟
وقتی که شما نمیتوانید در زمانیات این بحث را بیاورید که حرکت ید بر حرکت مفتاح مقدّم است بلکه یک عینیت خارجی بین حرکت ید و حرکت مفتاح است و تقدّم و تأخّر صرفاً تقدّم و تأخّر رتبی است نه تقدّم خارجی، ما همین مطلب را در سلسلۀ علل دهریه هم میتوانیم پیاده کنیم و بگوییم که تمام معلولات در علت خودشان بِوصفِ علتِها وجود دارند و در هر برههای که علت بود معلول هم بود. بنابراین عالم مُلک نسبت به عالم ملکوت معلول است و همیشه این معلول در تحقق خودش با تحقق ملکوت وجود داشته است، ملکوت همیشه نسبت به جبروت معلول بود و در تحقق جبروت ملکوت هم وجود داشته است، تا برسد به مقام اسماء و صفات که اسماء و صفات همیشه با ذات بودند و هیچگاه انفکاک و بینونیّت بین اسماء و صفات الهی و آن ذات نبوده است درعینحال معلول برای آن ذات هم هستند.

