اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

الفریدة الثالثة فی القدم و الحدوث‏ 24ـ غرر فی تعریفهما و تقسیمهما

جلسه ۱۰۳

توضیحات:

الفریدة الثالثة فی القدم و الحدوث‏ 24ـ غرر فی تعریفهما و تقسیمهما

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۰۳

7
  • تعریف مقام جمع‌الجمع و وحدت در کثرت

  • همۀ اینها مراتبی است که این مراتب یکی پس از دیگری علت برای مرتبۀ پایین‌تر است و معلول برای مرتبۀ اسماء و صفات است و لذا اینکه می‌گویند: اولیاء خدا در همین‌جا که نشسته‌اند «أجسادُهُم فی الأرضِ و أرواحُهُم مُعَلَّقَةٌ بِالمَحَلِّ الأعلیٰ»1 برای همین‌جهت است چون جنبه‌های علّی آنها از قوّت به فعلیت رسیده است و لذا وقتی می‌نشینند با شما صحبت می‌کنند، صحبت آنها جنبۀ مُلکی دارد، در همان حال که صحبت می‌کنند با ملکوتی‌ها در جنبۀ ملکوت ارتباط دارند، با جبروتی‌ها در جنبۀ جبروت ارتباط دارند، با لاهوتی‌ها در جنبۀ لاهوت ارتباط دارند، با اسماء و صفات کلیه در عالم اسماء و صفات ارتباط دارند و با ذات در مقام ذات هستند، این را مقام جمع‌الجمعی می‌گویند.

  • پس مقام جمع‌الجمعی و وحدت در کثرت یعنی اینکه شخصی با علل گوناگونی که در وجود خود منطوی است، به‌واسطۀ به فعلیت درآوردن آن علت و آن مرتبۀ نفسانی و از قوه به فعلیت تام رساندن، واجد آن مرحله از علّیت است، این را وحدت در کثرت می‌گویند، این را جمع‌الجمعی می‌گویند.

  • در همین‌جا هست که امام علیه‌السّلام عالم خلق را تنسیق و تنظیم و تدبیر می‌کند، همین امام؛ همین امام زمان علیه‌السّلام در همین عالم تدبیر عالم ملکوت را می‌کند، همین امام در همین عالم تدبیر عالم جبروت و لاهوت را می‌کند تا به بالا، درست شد؟! این به‌خاطر به فعلیت درآمدن جنبۀ قوای آنها است اما چون ما فقط از نقطه‌نظر مادی قوۀ خودمان را به فعلیت درآورده‌ایم، آن هم ناقص؛ فقط در همین مرتبه یعنی خودمان را با این عالم ماده تطبیق کرده‌ایم یعنی عالم ماده چطور است؟ ما هم ماده هستیم لذا بخواهیم یا نخواهیم [با عالم ماده] تطبیق هستیم، پس این‌طور نیست که تطبیق کرده باشیم بلکه دست خودمان هم نبوده است، از نظر مادی؛ هیولای مبهمه این هیولای مبهمۀ ما صورت مادی پذیرفته است و این ‌صورت مادی عبارت است از تطبیق این موجود با اقران خودش، چون فقط از نقطه‌نظر مادی قوۀ ما به فعلیت درآمده است ماده را می‌بینیم. لذا چیز دیگری غیر از ماده نمی‌توانیم تصور کنیم که یک انسان درعین‌حال که قوای مادی بر او حاکم است در همان حال بتواند ملکوت را ببیند، ما نمی‌توانیم دو جهت را ببینیم. این همان بحثی است که می‌کنند؛ آیا با بیان یک لفظ و لحاظ واحد می‌شود دو معنا را اراده کرد یااینکه نمی‌شود دو معنا را اراده کرد؟ در آنجا می‌گویند که مستحیل است ولی اشتباه می‌کنند. [باید به آنها گفت که] شما نمی‌توانید با یک لفظ و با یک کلام دو معنا را اراده کنید. معانی که ذکر کرده‌اند، دلایلی که آورده‌اند بر اینکه لفظ فانی در معنا است و امثال‌ذلک از این چرت و پرت‌ها، همه به‌خاطر نقص وجودی ما است، اگر این وجود ما از نقطه‌نظر نقص وجودی به مرحلۀ متکامل‌تری برسد هیچ اشکال ندارد که دو لحاظ واحد کند؛ من‌باب‌مثال شما در عین اینکه الآن به یک مسئله توجه دارید، می‌توانید مسائل دیگری را درنظر بگیرید، درعین‌حال که شما به کلام من در اینجا توجه دارید متوجه سایر قوای خودتان هم هستید من‌باب‌مثال همین‌که شما به این کیفیت نشسته‌اید و وضع خودتان را ـ وضع یعنی از مقولات، وضع به‌عنوان مقوله‌ای ـ به‌صورت مجلس تخاطب درآورده‌اید، اینکه شما در اینجا دراز نمی‌کشید، اینکه شما در اینجا کاری که در خلوت می‌کنید را انجام نمی‌دهید، تمام اینها به‌خاطر این جنبۀ کثرت و جمع‌الجمعی شما در این عالم ماده است یعنی ما در همین عالم ماده هم نظایرش را بسیار سراغ داریم که یک شخص درعین‌حال که کتاب در دستش گرفته و اجازه نمی‌دهد این کتاب بیفتد درعین‌حال به شخص دیگر توجه دارد، درعین‌حال به مسائل دیگر توجه دارد، خودش را از این وضع درنمی‌آورد، درعین‌حال مسائل دیگری را در ذهن دارد، یک بچه هم در دستش گرفته است. تمام اینها به‌خاطر این است که قوایی که الآن در عالم ماده به فعلیت رسیده‌اند دارای تعدد هستند و اشکال ندارد که نفس در آنِ واحد از نقطه‌نظر آلات و وسائط و وسائل متوجه قوای متعدده‌ای باشد، همین‌طور اگر قوۀ نفسی در جنبۀ ملکوتی و جبروتی و عوالم دیگر به فعلیت برسد چه اشکال دارد که در آنِ واحد جنبۀ مادی او توجه به ماده داشته باشد و جنبۀ ملکوتی او توجه به ملکوت داشته باشد و سایر جنبه‌ها؟!

    1.  نهج البلاغة (صبحی صالح)، ج ۱، ص 4۹5 (با قدری اختلاف):
      «و مِن كَلامٍ لَهُ عَليهِ السَّلامُ لِكُميلِ بنِ زِيادٍ النَّخَعيِّ قالَ:... «صَحِبُوا اَلدُّنيا بِأَبدانٍ أَرواحُها مُعَلَّقَةٌ بِالمَحَلِّ اَلأَعلَى أُولئك خُلَفاءُ اللَّهِ في أَرضِهِ و الدُّعاةُ إِلى دينهِ آهِ آهِ شَوقاً إِلى رُؤيَتِهم.»
/ 260