اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

الفریدة الثالثة فی القدم و الحدوث‏ 24ـ غرر فی تعریفهما و تقسیمهما

جلسه ۱۰۴

توضیحات:

الفریدة الثالثة فی القدم و الحدوث‏ 24ـ غرر فی تعریفهما و تقسیمهما

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۰۴

12
  • این حرف همان عبارة اُخریٰ عرض بنده است که همان اتصالش به عالم ملکوت این را به یک امر واحد نگه می‌دارد که ما این را واحد می‌بینیم درحالی‌که واحد نیست، ما فقط این را واحد می‌بینیم. بنابراین تمام آنچه که در عالم هست هر لحظه‌اش با لحظۀ دیگر فرق می‌کند و هر لحظه‌اش یک وجودی غیر از وجود بعدی دارد که هیچ ارتباطی با وجود بعدی ندارد مگر از نقطه‌نظر سیلان و آن وحدتی که آن وحدت به‌واسطۀ آن عالم ملکوت که عالم ثبوت و اینها هست دائماً افاضه می‌شود و ما این را یکی می‌بینیم مانند آن آتش‌گردانی که شما می‌گردانید و ما آن آتش‌گردان را به شکل یک خط می‌بینیم ولی در واقع آن خط نیست بلکه مقطع‌های آن مادۀ نورانی است که به‌صورت یک خط واحد درمی‌آید. در واقع وقتی آن را تجزیه کنید یعنی اگر با دوربینی عکس این آتش‌گردان را بگیرید و بعد حرکتش را کم کنید همان دانه‌دانه‌هایی می‌بینید که یکی اینجا بود بعد رفت آنجا، بعد آمد اینجا؛ هیچ امر واحدی را شما در اینجا به شکل یک خط نمی‌بینید بلکه همان شیء را می‌بینید که دارد می‌گردد، چرا؟ چون سرعتش را کم کردیم. حالا چون سرعت این نسبت به دید ما زیاد است، به‌خاطر اتصال، این امر را واحد نشان می‌دهد و این از نقص ما است.

  • به‌هرصورت چه عنب بگو، چه اوزوم1 بگو، چه انگور، فرق نمی‌کند. چه بگویید: “حفظُ کلِّ نوعٍ بِالمُثُل»، مُثُل، مُثُلِ نوریه آمده که عبارت است از ربّ‌النوع هر نوعی؛ ربّ‌النوع انسان، ربّ‌النوع حیوان، ربّ‌النوع حجر، ربّ‌النوع شجر، آنها صور مجرده‌ای هستند و به کلیت خودشان این ماده را با این صور به شکل یک امر واحد نگه می‌دارند یا اینکه اگر صور نوعیه را هم قبول نکردید، بگویید که همان اتصالش به عالم ملکوت که از جبروت و عقل فعال و امثال‌ذلک ناشی می‌شود همه در عالم عقل وحدت دارند و در اینجا نسق پیدا می‌کنند.

    1.  لغت‌نامه دهخدا: اوزوم [اُزُمْ] ترکی: انگور.
/ 260