جلسه ۱۰۴
توضیحات:
الفریدة الثالثة فی القدم و الحدوث 24ـ غرر فی تعریفهما و تقسیمهما
جلسه ۱۰۴
13فَذِی ـ اسمُ الإشارة ـ الحدوثاتِ التی مَرَّت جُمَع ـ تأکیدٌ لِذِی ـ لما سِویٰ ذی أی صاحب الأمرِ أیْ عالم المُجردات و الخَلقِ أیْ عالمُ الأجسامِ و الجسمانیات تَقَع أیْ المَجموعِ لِلمَجموع. فَلا یُنافی أنْ یکونَ لِلبَعضِ و هو عالمُ الخَلقِ مجموع تِلکَ الحُدوثاتِ حتی الزَّمانی الذی ما وَصَل إلیهِ کَثیرٌ مِن أهلِ النَّظرِ لِمَجموعِه بِحیث لا یَلزمُ الإمساکُ عَنِ الجُودِ عَلیه تعالیٰ.1
اسم اشاره بخوان، «فذی» نخوان! «فهذی» بخوان!، یک وقت همچنین این حاجی عبارتهایی میگوید که هر چه آدم فکر کند چیزی سر درنمیآورد بس که مغلق است! انگار دارد برای صرف میر خوان معنا میکند!
«فذي» اسم الإشارة است! سر درنمیآوریم این چطوری نوشته است! «این حدوثاتی که تمام صحبت شد»؛ حدوث زمانی، حدوث ذاتی، حدوث دهری، حدوث اسمی. «جُمَع» هم تأكيد «ذي» است! «ذي» در اینجا «أي صاحب الأمر»، دوباره اسم اشاره نخوان این صاحب است! ماسویٰ چیست؟ «هم صاحب امر است که عالم مجردات است و هم خلق که عالم اجسام و جسمانیات واقع میشود»، یعنی این حدوثات برای ماسویٰ واقع میشوند؛ ماسویٰ هم دو قسم هستند؛ یک عالم امر داریم و یک عالم خلق، «مجموع این حدوثات برای مجموع واقع میشوند» گرچه ممکن است بعضیهایش بعضی را نداشته باشند یعنی کل برای کل واقع میشود و اینطور نیست که همه برای تکتک [واقع شوند]. «برای بعض که عالم خلق باشد منافات ندارد که مجموع این حدوثات باشند حتی حدوث زمانی که بسیاری از اهل نظر به آن نرسیدند»، برای مجموع عالم خلق این حدوثات واقع میشوند حتی اگر زمانی باشند. «به حیثی که ما طوری حدوث زمانی را اثبات میکنیم که امساک بر وجود پروردگار پیش نیاید.»
حالا در بحث امساک خواهیم گفت که اصلاً امساک چیست ـ چون حدوث زمانی میگوید که عالم یک وقتی نبوده است پس در یک وقت خدا دستش بسته بوده است و جود و بخشش و امثالذلک نداشته است بعداً [خلق] کرده است ولی در این حدوث زمانی که ما الآن داریم میگوییم، بهواسطۀ اثبات حرکت جوهریه در هر مقطع و برهه اثبات حدوث زمانی میکنیم گرچه اوّل نداشته باشد، اوّل نداشتن با حدوث زمانی منافات ندارد، وقتی که میبینیم یک ذاتی در ذات خودش در حال تغییر است پس در هر آنی یک حدوث زمانی بر این ذات عارض میشود گرچه اوّل نداشته باشد، فرض کنید که این ذات یا ماده همینطور إلی الأزل وجود داشته است و به این وسیله امساک فیض بر خدا نمیشود.
- 1منظومه، ج 2، ص 298.

