اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

الفریدة الثالثة فی القدم و الحدوث‏ 24ـ غرر فی تعریفهما و تقسیمهما

جلسه ۱۰۴

توضیحات:

الفریدة الثالثة فی القدم و الحدوث‏ 24ـ غرر فی تعریفهما و تقسیمهما

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۰۴

17
  • و لَمَّا کانَ لَقائلٍ أنْ یَقول یَلزَم بناءً علیٰ التَّبدُّلِ الذَّاتیِّ أنْ یَکونَ کُلُّ طبیعةٍ و کُلُّ صورةٍ نوعیةٍ ذواتاً متخالفةً.1

  • از آنجایی که قائل این‌طور می‌تواند بگوید، بنائاً بر تبدّل ذاتی لازم می‌آید اینکه هر طبیعت و هر صورت نوعیه‌ای از ذوات بی‌نهایتی تشکیل شود که اینها باهم متخالف هستند.

  • گرچه شما در اینجا یک لیوان می‌بینید ولی این لیوان در هر آنی دارد هزارها صورت به خودش عوض می‌کند. گرچه یک سیب می‌بینید ولی این سیب در هر دقیقه‌ای‌ میلیاردها صورت به خودش عوض کرده است و هر صورت از یک ذات جدایی حکایت می‌کند که ذات قبلی با ذات بعدی تناسب ندارد، بنابراین چطور بین اینها وحدت برقرار می‌شود و ما یکی می‌بینیم؟!

  • قُلنا و کانَ حفظُ کلِّ نوعٍ سیالٍ بِالذَّاتِ و الصّفاتِ بِالمُثُلِ النّوریةِ کَما أنَّ حِفظَ کُلُّ بَدنٍ شخصیٍّ إنسانیٍّ و وحدتِه و ثباتِه مَعَ تَبَدُّلِه بِالتَّحَللِ شیئاً فشیئاً بِالنُّفوسِ النَّاطقةِ. 2

  • ما در اینجا جواب می‌دهیم که حفظ هر نوعی؛ هر نوع سیال به ذات و صفاتی، هر نوعی که هم ذاتش سیال است و در حال تغییر است و هم صفات و اعراضش در حال تغییر هستند به مثال‌های نوریه که ربّ‌النوع همان نوع را تشکیل می‌دهد (و آن مجرد است و این ذوات متخالفه را نگه می‌دارد مثل نخ تسبیح می‌ماند که دانه‌های تسبیح را در یک رشته منتظم می‌آورد).

  • همان‌طوری‌که حفظ و وحدت و ثبات بدن انسانی ـ با تبدّلی که پیدا می‌کند و تحلیل می‌رود شيئاً فشيئاً ـ به نفوس ناطقه‌ای است که آن نفس ناطقه بر این بدن حاکم و مسیطر است و احاطه دارد (و اجازه نمی‌دهد که این اجزاء بدن از همدیگر جدا شوند.)

  • روح که از بدن بیرون برود می‌بینید که یک دستش یک طرف افتاد و پایش یک طرف.

  • فَهذه الأنواعُ المتبدلةُ لما اتَّصَلَ کلٌّ مِنها بِإشراقِ صاحِبِه الواحد البسیط الثابت علی حالةٍ واحدةٍ الذی هو کَروحٍ و هذا کَجسدِه أو کَمعنی و هذا کَصورتِه و عبارتِه أو کَأصلِ غَیرِ مخالطٍ و هذا فرعُه ﴿وَٱللَّهُ مِن وَرَآئِهِم مُّحِيطُ﴾3 لا جَرَمَ حَفِظَتْ وحدتُه و ثباتُه بِذلکِ الإشراقِ.4

    1. همان.
    2. منظومه، ج 2، ص 300 و 301.
    3. سوره بروج (85) آیه 20.
    4. منظومه، ج 2، ص 301.
/ 260