جلسه ۱۰۴
توضیحات:
الفریدة الثالثة فی القدم و الحدوث 24ـ غرر فی تعریفهما و تقسیمهما
جلسه ۱۰۴
18این انواع متبدّله که در حال تغییر و تبدّل هستند، از آنجایی که هر کدام از این انواع بهواسطۀ اشراق صاحب آن کل نوع، متصل هستند که آن صاحبش واحد است، بسیط است، مجرد است و بر یک حالت واحد ثابت است و دیگر تغییر پیدا نمیکند. واحد بسیط مثل روح میماند و این انواع مثل جسد میمانند و یا مثل معنا میمانند و اینها مثل صورت و عبارت میمانند یا مثل اصل و ریشهای میمانند که با فرع خلط و قاطی نمیشوند و جدا هستند و بقای آن فرع به آن ریشه است، ﴿وَٱللَّهُ مِن وَرَآئِهِم مُّحِيطُ﴾ خدا هم به همۀ اینها احاطۀ عِلّی دارد، از آنجایی که اینطور است، از اینجا بهواسطۀ این اشراق آن وحدت و صراطش محفوظ میماند.
بنابراین شما نگویید که در اینجا بهواسطۀ حرکت جوهری ذوات مختلفی پیدا شدند پس این وحدت از کجا آمده است، وحدت بهواسطۀ اشراقی است که از ربّالنوع آن شیء آمده است. حالا بحث ربّالنوع و اینها که برای بعد است إنشاءالله.
تلمیذ: اینجا اینطور اشعار دارد که در ماده اصلاً حرکت جوهری نیست. چون در حرکت جوهری اگر قائل به این باشیم که از قوه به فعل آمدن است، ماده از قوه به فعل نمیآید، بلکه فقط تبدیل و تغیّر است، یعنی زیاد و کم میشود.
استاد: منظور از تغییر و تبدّل همان قوه و فعل است، فرض کنید شما همینکه الآن کتاب را از اینجا تا اینجا حرکت میدهید این حرکت کتاب از اینجا تا اینجا یک تغییر در عَرَض است، همین قوه و فعل است یعنی الآن وجود این کتاب در اینجا نبوده و پیدا شده است، این قوه برای وجود در آنجا دارد درحالیکه عدمِ آنجا است، بعد به آنجا میرسد.
اصل و حقیقت هر ماده
خود ماده هم همینطور است؛ ماده عبارت است از یک هیولایی که هر صورتی به خود بگیرد همان صورت میشود. بنابراین اصل و حقیقت هر ماده همان صورت است و صور هم ذاتاً با همدیگر مختلف هستند، حالا ماده نباشد، نباشد اشکال ندارد یعنی ماده فقط یک امر مبهم است که ذاتیِ یک شیء را صورت آن شیء تشکیل میدهد که آن صورتها هم با همدیگر مختلف هستند.

