جلسه ۱۰۴
توضیحات:
الفریدة الثالثة فی القدم و الحدوث 24ـ غرر فی تعریفهما و تقسیمهما
جلسه ۱۰۴
19تلمیذ: در عالم فعلیه مگر کمال نیست؟
استاد: خب بله.
تلمیذ: اگر اینطور باشد که لازمۀ تبدّل و تغیّر از قوه و فعل اعم میشود، در ماده ما قوه و فعل نداریم، درست است که الآن این شیء که در اینجا بود حرکتش عوض شد...
استاد: آن هم به کمال خودش رسیده است.
تلمیذ: اینکه این متحرک به اینجا آمد چه کمالی دارد؟! درست است که الآن این واجد آن موقعیت است اینجا ...
فرق بین کمال و صلاح
استاد: ببینید کمال عبارت است از واجد یک فعلیتی که این مرحلهاش مرحلۀ نقصان است، حالا شما میخواهید یک غایت را حساب کنید که آیا این حرکت یک غایت عقلائی داشته است یا نه؟ ما به آن کار نداریم، آن در کل نظام عالم بررسی میشود که غایت عقلائی دارد؛ هر حرکت و وجودی که در هر عالمی تحقق پیدا کند این یک غایت عقلائی دارد ولو آنکه خود فاعل هم شاعر به این غایت نباشد چون نمیشود یک وجود بدون غایت انجام بگیرد. بله! شما یک کمال میدانید که آن بهاصطلاح کمالِ حرکت به تجرد است و آن حسابش فرق میکند ولی آنچه که در این عالم هست این است که دائماً همه دارند نقایص خودشان را یکییکی به یک فعلیت جدید تبدیل میکنند.
شما صلاح را با کمال اشتباه گرفتهاید یعنی میخواهم بگویم که دو امر است؛ کمال یک امر تکوینی است، صلاح یک امر تشریعی و اعتباری است یعنی فرض کنید آن شمری که نقایص خودش را دائماً به فعلیت تبدیل میکند، او هم دارد به کمال خودش میرسد یا فرض کنید آن هندوانۀ ابوجهلی که در بوته هست و اینقدر تلخ نیست ولی روزبهروز تلخیاش زیادتر میشود آیا شما میگویید که این الآن دارد از کمالش دور میشود؟! نه، این تلخی برای او کمال روی کمال است تا اینکه به آن مرحلۀ اشتداد در تلخی برسد. اما اینکه چرا تلخ میشود و آیا به صلاح است یا نه؟ آن را دیگر ممکن است ما نتوانیم تشخیص بدهیم، یا نفهمیم که چرا باید این تلخ شود و چه علت و چه اثراتی دارد و تلخی و خصوصیت این چه تأثیری در محیط ایجاد میکند؟ بهطورکلی عالم وجود نمیتواند عبث شود، عبث با غایت منافات دارد و نمیسازد.

