جلسه ۱۰۴
توضیحات:
الفریدة الثالثة فی القدم و الحدوث 24ـ غرر فی تعریفهما و تقسیمهما
جلسه ۱۰۴
20حرکت جوهری در کلام مولانا
اتفاقاً خود مولانا میگوید: «از جمادی مُردم و نامی شدم»،1 حرکت جوهری را میگوید، اصلاً بهواسطۀ اثبات حرکت جوهری نفس ناطقه را اثبات میکند بر خلاف بوعلی که میگوید: «هَبَطَتْ إليكَ مِنَ المَحَلِّ الأرفَعِ»2 که نفس ناطقه را یک وجود جدایی از جسم میگیرد آن را در این حال میداند که میآید و حلول میکند. این [مولانا] اصلاً نفس ناطقه را یک چیزی در بطن همین عالم میداند و واقعاً خیلی عالی گفته است یعنی بهتر از این نمیشود که همین وجود مادی در حال تغییر و تبدّل است؛ دائماً به مرحلۀ تجرد، تجرد، تجرد میرسد تا اینکه یکدفعه تجردش، تجرد انسانی میشود، بعد تازه از مرحلۀ تجرد انسانی هم باید حرکت کند تا تجرد، تجرد مَلَکی شود، باز از مرحلۀ تجرد مَلَکی باید عبور کند تا قاب قوسین شود و از قاب قوسین هم عبور کند که وارد در وجود منبسط شود که دیگر حد و اسم نداشته باشد و همۀ اینها بهواسطۀ حرکت جوهری است، بر خلاف آنهایی که میگویند: در آن عوالم حرکت نیست اتفاقاً در آن عالم خیلی حرکت هست؛ در آن عالم قوه و فعل هست منتها قوه و فعل متناسب با خودش هست.
کسی حرکت جوهری را بهعنوان فصل مطرح نکرده است یعنی مثل اصالةالوجود که بهعنوان یک فصل مطرح کردهاند، نمیباشد و لذا اینکه در کلمات گذشتگان هم ممکن است باشد یا وحدت وجود و امثالذلک بهعنوان یک فصل و عنوان مطرح کردهاند. خب برای ملاصدرا بوده است، انصافاً هم زحمت کشیده است حالا به عبارت شما حکما، شقّالقمر نکرده است!
أللهم صل علی محمد و آل محمد
- 1مثنوی معنوی، دفتر 3، بخش187:
از جمادی مُردم و نامی شدم *** وز نما مُردم به حیوان بر زدم - دیوان ابن سینا؛ اين قصيده را لغت نامه دهخدا در ماده أبوعلى سينا ص 653 آورده است:معاد شناسى، ج 1، ص 82:هبوط و نزول كرد به سوى بدن تو از بالاترين محلّ و عالىترين مرتبه، كبوترِ ورقاء روح كه داراى مقامى بس عزيز و محلّى منيع است.
هَبَطَتْ إلَيكَ مِنَ الْمَحَلِّ الأرفَعِ *** وَرْقَآءُ ذاتُ تُعَزُّزٍ وَ تَمَنُّع
- 1مثنوی معنوی، دفتر 3، بخش187:

