اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

25ـ غرر فی ذکر الأقوال فی مرجّح حدوث العالم فیما لا یزال‏

جلسه ۱۰۵

توضیحات:

25ـ غرر فی ذکر الأقوال فی مرجّح حدوث العالم فیما لا یزال‏

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۰۵

13
  • غرض عقلائی و غایت از خلقت عالم

  • بنابراین غرض عقلایی از خلقت عالم در اینجا چه می‌شود؟ غایت در اینجا چه می‌شود؟ آن غایت فقط خواست و ارادۀ پروردگار است و والسّلام! هیچ‌چیز دیگر نیست. چرا خدا عالم را خلق کرد؟! نمی‌دانیم، اگر خلق نمی‌کرد چه می‌شد؟! هیچ! حالا که خلق کرده است چه است؟! نمی‌دانیم.

  • هیچ غرض و علت عقلایی [برای خلقت وجود ندارد] چون عقل همیشه قضایا را منطبق با نفس‌الأمر می‌چیند و وقتی که ما به یک مرحله‌ای رسیدیم که نفس‌الأمر ما اراده و مشیت پروردگار است دیگر در آنجا دخل و تصرف عقلایی معنا ندارد. عقل در آنجا می‌خواهد چه‌کار کند؟! چرا خدا عالم را خلق کرد؟! به تو چه مربوط است! اراده و مشیت او است که خلق کرد، او خیر محض است و او وجود محض است و تمام خیرات و وجودات به او برمی‌گردد. این‌طور نیست که مصلحت دید و عالم را خلق کرد، نه‌خیر، خلقش عین مصلحت است، خلق نمی‌کرد چطور؟! دوباره همین‌طور بود هیچ فرقی نمی‌کند، درست شد؟! بنابراین امساک فیض یعنی چه؟! تمام فیض و همۀ اینها به‌وجود بحت و بسیط برمی‌گردد.

  • تلمیذ: مرحوم آقا در مهر تابان از علاّمه نسبت به تنزّل حقیقت واحده در عوالم کثیره سؤالی می‌پرسند، علامه این‌طور جواب می‌دهند که به‌خاطر آن کمالاتی که فاقد بود، [خواست] از عالم کثرت آن کمالات را کسب کند و بالا ببرد. چطور می‌شود؟!1

  • استاد: خودش بالا ببرد، فاقد بود بعداً جمع کند، تربیت کند، خلاصه درست کند، زور بزند، از این کارها کند، عرض کردم این مطلب قدری با چیزهای دیگر بیشتر ... حالا این عرض بنده است. می‌دانم که آن مطالب هم در آنجا هست و امثال‌ذلک، حالا بعداً شاید برسیم بیشتر روی این مطالب بحث کنیم.

  • به هر صورت دربارۀ همۀ این مسائلِ امساک فیض و امثال‌ذلک و مطالبی هم که بر این باب گذارده می‌شوند و قاعدۀ لطف و پیغمبر و امام آوردن و امثال‌ذلک یک مسائلی در آنجا هست که بعداً در جای خودش باید عرض کنیم. این مطلب مربوط به قضیۀ فیض بود.

    1. مهر تابان، ص 200 و 201.
/ 260