اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

25ـ غرر فی ذکر الأقوال فی مرجّح حدوث العالم فیما لا یزال‏

جلسه ۱۰۵

توضیحات:

25ـ غرر فی ذکر الأقوال فی مرجّح حدوث العالم فیما لا یزال‏

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۰۵

16
  • پس وقتی که شما می‌توانید برای شیئی تصور کنید که این شیء وجود پیدا می‌کند و وجود مادی هم پیدا می‌کند و با چشم هم می‌بینید، بعد همین تبدیل به عدم می‌شود، در نظیرش هم می‌شود این قاعده را جاری کرد، در کرۀ زمین هم می‌شود، در آسمان هم می‌شود پس می‌شود تصور کرد که آسمان و زمینی نبوده است، ملکوت اراده کرد آسمان و زمین درست شد، همین الآن که ما در اینجا نشسته‌ایم در ساعت هشت و چهل و نُه دقیقه و پانزده ثانیه، اگر در همین‌جا ملکوت اراده کند که وجود مادی را از مُلک بگیرد، آیا می‌شود یا نمی‌شود؟! می‌شود، وقتی که شد پس چطور شما انفکاک بین علت و معلول را در اینجا مطرح نمی‌کنید؟! انفکاک بین علت و معلول در صورتی است که علت در مقام علّیت باشد، این‌طور نیست که خود ذات «علت» به‌تنهایی بدون اراده و مشیت در جعل درنظر گرفته شود، آن دیگر معنا دارد چه اشکال دارد؟! وقتی که من اراده کنم این را بردارم انفکاکی بین حرکت لیوان و حرکت دست من نیست ولی اگر اراده نکردم چطور؟! نمی‌خواهم اراده کنم، حرکت نیاز به اراده دارد. درست شد؟! و این است ربطِ حادث و قدیم؛ لذا در اینجا اصلاً مسئلۀ قدم پیش نمی‌آید که عالم از چه زمانی هست؟ ما نمی‌دانیم، عالم تا چه زمانی هست؟ ما نمی‌دانیم.

  • ایجاد ماده توسط ملکوت در هر آن

  • آنچه را که ما می‌دانیم این است که این ماده تأثیر مستقیم و ارتباط مستقیم با ملکوت دارد، در هر آنی ملکوت است که ماده را ایجاد می‌کند، آن‌وقت ما به‌خاطر این توالی آنات یک زمانی بر این ماده بار می‌کنیم، آن ملکوت اراده کند دیگر ماده‌ای در کار نیست. بنابراین تمام این مسائل به این وسیله حل می‌شود که اصلاً بحث کردن در عالم ماده از نقطه‌نظر قبل رفتن غلط است، شما از نقطه‌نظر طولی باید نگاه کنید که در اینجا علتی وجود دارد و دائماً ماده را درست می‌کند، آیا قبل از این، آن علت کار می‌کرد یا نه؟ نمی‌دانیم، اصلاً بحث کردن دیگر غلط است. بله! اگر ما بر ملکوت اطلاع پیدا کردیم آن‌وقت آنجا مطلع می‌شویم که قضیه چه خبر است والاّ از نقطه‌نظر عقلی غیر از اینکه ما مسئله را به سلسلۀ طولیه ربط دهیم هیچ امکانی برای تصور این معنا نیست، آیا ممکن است که عالم قبلاً در یک زمان یعنی مثلاً صد میلیارد سال قبل نبوده باشد؟! بله! ممکن است، چه اشکال دارد؟! من‌باب‌مثال در صد میلیون سال قبل جعل ملکوت به خلق عالم تعلق گرفته است و قبلش تعلق نگرفته است، چه اشکال دارد؟! یعنی اصلاً قبلی در کار نبوده است و الآن هم همین‌طور. همان‌طور که الآن جعل ملکوت به خلقت زید تعلق می‌گیرد و فردا به خلقت عمرو همین‌طور پس‌فردا و .... وقتی که در جزء جعلش به حدوث جزء تعلق می‌گیرد، جعلش به حدوث کل هم تعلق می‌گیرد، بالأخره زمین و آسمان در یک وقت نبوده‌اند و جعلش تعلق گرفت، ممکن است همین الآن که هستیم ارادۀ ملکوت به انعدام عالم ماده تعلق بگیرد و دوباره یک‌دفعه از اوّل همین را سر جایش درست کند، پس عالم از چه زمانی خلق شد؟ از همین الآن خلق شد، باید تاریخ بزنیم یعنی از وقتی که درست شد دوباره تاریخ هم شروع شد مثلاً یک روز از عالم گذشت، دو روز گذشت ولی به‌خاطر اینکه ما این را پیوسته می‌بینیم مثلاً خودمان را با دیروز پیوسته می‌بینیم لذا یک وجود احساس می‌کنیم درحالی‌که هر لفظی که از دهان من خارج می‌شود در هر لفظ، ثانیه‌ای است که یک آنِ جدیدی برای این حرکت و وجود من ترسیم می‌شود، این‌طور نیست که من به قبل مربوط هستم. روح من که مجرد است درست است ولی ماده با ملکوت ارتباط دارد، به‌واسطۀ افاضۀ از ملکوت است که مُلک وجود پیدا می‌کند، اگر نازی کند هیچ خبری از ماده نیست، ماده به تجرد خودش برمی‌گردد که این بحث برگشت ماده به مجرد و مجرد به ماده، بحثی است که باید برای بعد بماند. اگر این بحث را مطرح کنیم ارتباط حادث با قدیم تمام می‌شود.

/ 613