اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

25ـ غرر فی ذکر الأقوال فی مرجّح حدوث العالم فیما لا یزال‏

جلسه ۱۰۵

توضیحات:

25ـ غرر فی ذکر الأقوال فی مرجّح حدوث العالم فیما لا یزال‏

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۰۵

17
  • فعلاً ما به همین مقدار مطرح کرده‌ایم که اصلاً مطرح کردن اقوال در مرجّح حدوث عالم و جواب مرحوم حاجی که «و عندنا الحدوث ذاتی»1... إن‌شاءالله برای جلسات بعد باشد، خلاصه باید در اینها تأمّل کرد.

  • تلمیذ: کیفیت حدوث اراده در ذات ...

  • ایجاد تغییر در عالم به‌خاطر ارادۀ ذات

  • استاد: چون مدت گذشت دیگر معنا ندارد، نیست دیگر، در لایزال است، همان‌طور که ذات در خلق در این عالم، تدریجی اراده پیدا کند، همین‌طور ذات در خلق در سلسلۀ طولی اراده پیدا می‌کند، چه اشکال دارد؟! ذات کُلُّ یومٍ هو فی شأنٍ، ذات امروز اراده پیدا می‌کند به این شکل درآید فردا به شکل دیگری، مگر شما تغییر را در عالم نمی‌بینید؟! اینکه الآن شما در این عالم تغییر می‌بینید به‌خاطر ارادۀ ذات است یا نه؟! تابستان این‌طور است، زمستان آن‌طور می‌شود، این به‌خاطر ارادۀ ذات است، اگر تغییر نباشد همیشه عالم باید تابستان باشد، همیشه باید زمستان باشد، همیشه آدم‌ها باید یک‌طور باشند درحالی‌که یکی این‌طور است، یکی آن‌طور است، یکی قشنگ است، یکی زشت است، یکی فلان است، همۀ اینها چیست؟ ارادۀ متفاوت در ذات است. همان‌طور که این اراده در سلسلۀ عرضی هست در سلسلۀ طولی هم همین است، ذات اراده می‌کند که این باشد، اراده می‌کند که نباشد، مسئله‌ای ندارد.

  • بی‌معنا بودن قبلیت و بعدیت در ذات

  • قبل و بعدیت در ذات معنا ندارد، اصلاً قبلیت معنا ندارد، ذات است و اراده، بخواهد اراده می‌کند، خواست و عدم خواست اختصاص به او دارد، مشیت اختصاص به او دارد و دیگر انفکاکی در اینجا نیست و ترکیبی در اینجا نیست، لازمۀ ذات این است که هروقت بخواهد اراده کند، کسی او را مجبور نمی‌کند، کسی او را وادار به امری نمی‌کند، کسی نمی‌تواند او را مُکرَه کند، مختار علی‌الإطلاق است، ارادۀ او ارادۀ علی‌الإطلاق است، خواست او خواست علی‌الإطلاق است؛ خواست وجودی و خواست اعدامی، هردوی اینها به ارادۀ او است، بخواهد وجود می‌دهد، نخواهد وجود را می‌گیرد، بخواهد وجود می‌دهد و بخواهد وجود را می‌گیرد، هر دوی اینها به خواست برمی‌گردد، زید را تا نود سال وجود می‌دهد بعد وجود را از او می‌گیرد، عمرو را تا شصت سال وجود می‌دهد بعد وجود را از او می‌گیرد، دیگری را وجود دیگر می‌دهد، همۀ اینها اراده‌های متوالی است که در ذات پیش آمده است منتها قبل و بعدیت در آنجا معنا ندارد، آن یک حرف دیگر است که اصلاً در آنجا قبل و بعدیت معنا ندارد، در آنجا همه حضور محض است و این منافاتی با اختیار او ندارد، مثل ما نیست که اگر شیئی را اراده کنیم این ارادۀ ما بعد از فکر کردن و بعد از چه‌ و چه باشد و امثال‌ذلک، یا اینکه دیروز اراده نکردیم امروز اراده کنیم و این ارادۀ ما بر ارادۀ دیروز تأخّر دارد، این‌طور نیست!

    1. منظومه، ج ۲، ص ۳۰۲.
/ 613