جلسه ۱۰۵
توضیحات:
25ـ غرر فی ذکر الأقوال فی مرجّح حدوث العالم فیما لا یزال
جلسه ۱۰۵
7جوابی که مرحوم حاجی به اینها میدهد این است که شما میگویید: عالم در این وقت واقع شده است؛ خود عالم در این وقت واقع شده است، چرا ما بحث را در خود این وقت میبریم یعنی میلیون سال، میگوییم که چرا خود این وقت در این وقت واقع شده است؟ چرا این وقتی که برای این عالم درنظر گرفته شده است چرا اینطور بوده است؟ چرا یک وقت دیگر درنظر گرفته نشد؟! ما بحث را در خود وقت میبریم. بله! بین عدد سه و عدد پنج، چهار واقع شده است، ما این مطلب قبول داریم ولی بالأخره باید قبل چهار، سه باشد، درست شد؟! حالا صحبت ما در این است که چرا شما در ساعت چهار به اینجا میآیید و در ساعت سه نمیآیید؟! اگر در ساعت چهار بیایید دیگر نمیتوانید جایتان را با ساعت سه عوض کنید، چون این آمدن بر ساعت چهار منطبق شده است، وقتی این آمدن بر ساعت چهار منطبق شد دیگر شما نمیتوانید جای چهار را با ساعت سه عوض کنید، خودتان را هم بکشید، نمیتوانید. ساعت سه رفت و ساعت پنج هم هنوز نیامده است، بنابراین قطعاً ساعت چهار گریبانگیر شما خواهد شد ولی اشکال در این است که اگر شما اراده میکردید ساعت سه میآمدید، این کار را که میتوانستید انجام دهید، چرا ساعت سه نیامدید؟! درست است ما قبول میکنیم که این وقت و برهه اختصاص به خودش دارد و قبل از این برهه یک وقت دیگر است که برای خودش است و بعد از این برهه یک وقتی است که برای خودش است، حالا صحبت ما این است که چرا خدا دنگش گرفت که عالم را در این وقت ایجاد کند؟! یعنی ما بحث را در خود وقت میبریم. چرا در وقت قبلی ایجاد نکرد؟! چرا این وقت برای این عالم درنظر گرفته شد؟! خُب وقت قبلش درنظر گرفته میشد، وقت قبلِ قبلش درنظر گرفته میشد، وقت قبلِ قبلِ قبلش درنظر گرفته میشد! بحث را در خود وقت میبریم که چرا خود این وقت در این مقطع برای این عالم ایجاد شده است؟! البته فرض این است که ما وقت را یک موجود خارجی بدانیم اما اگر بدانیم که خود زمان اصلاً معنا ندارد اصلاً قول کعبی هم پی کارش میرود. اصلاً زمان همیشه از ماده بهوجود میآید، اینطور نیست که یک وقتی بوده و خدا میآید در این وقت نظرش میگیرد که عالم را درست کند یا این وقت، یا این وقت! حالا یک شیر یا خطی میاندازیم، یک گل یا پوچی، این یکی بهتر است؛ لذا صبر میکند، صبر میکند همینکه به این وقت رسید هان! درستش کردیم! یک سلول این وسط انداختیم و شروع کرد به زادوولد و این عالم درست شد!

