اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۰۶

توضیحات:

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۰۶

10
  • این جوابی است که مرحوم ملاصدرا از این مرجّح می‌دهد یعنی اصلاً به‌واسطۀ این، از مرجّح صحبت کردن غلط است. مرجّح در آن جایی است که امری بر یک امر دیگر عارض شود آن‌وقت ما می‌گوییم که چرا این امر عارض شد و امر دیگری عارض نشد مثلاً می‌گوییم که چرا این کتاب الآن سیاه است؟ چرا سفید نیست؟ می‌گویید که من رنگ سیاه کردم. چرا این فرش قرمز است و سفید نیست؟ می‌گویید که اینها پشم قرمز و سیاه و امثال‌ذلک را انتخاب کرده‌اند و این‌طور به آن رنگ زدند. همیشه از عرضی سؤال می‌شود، امری که بر شیئی عرض است از آن سؤال می‌شود که «لِمَ»، «بِمَ» برای چه این‌طور شده است؟ اما اینکه چرا پشم، پشم است؟! پشم، پشم است دیگر نخ که نیست! چرا پنبه، پنبه است؟! پنبه باید پنبه باشد، چرا جنس پنبه این است؟! باید هم این‌طور باشد، نمی‌تواند نباشد! چرا آب از اکسیژن و هیدروژن ترکیب شده است؟! اصلاً آب از غیر از این ترکیب نمی‌شود! خودت می‌گویی: آبی که از اکسیژن و هیدروژن ترکیب شده است! یعنی در واقع می‌توانیم بگوییم که ضرورت به‌ شرط محمول در اینجا هست، وقتی آبی که از اکسیژن و هیدروژن است دیگر «چرا از اکسیژن و هیدروژن است» معنی ندارد، درست شد؟! مثل اینکه بگویی که چرا بنده الآن در اینجا نشسته‌ام؟! خودت خواستی و نشستی دیگر! اینکه چرا ندارد! چرا ما متحیّز هستیم؟! چرا جسم هستیم؟! جسم بودن که دیگر علت نمی‌خواهد، جسم، جسم است دیگر! آن‌وقت حدوث زمانی برای عالم «ذاتی» می‌شود یعنی زمان در ذات این جوهر و در حقیقت این جوهر هست و زمان ذاتی آن است، اصلاً باید این جوهر حدوث زمانی داشته باشد، دائماً حادث شود دوباره حادث شود، الآن حادث شد، در این «آن» حادث دوباره حادث شد، اصلاً بنا بر حرکت جوهریه عالم بدون حدوث معنا ندارد.

  • پس در هر جزء عالم نگاه کنید «حدوث زمانی و ذاتی» برای عالم وجود دارد، بنابراین آن‌وقت بگوییم که چرا عالم حادث است؟ به‌خاطر اینکه جسم است، چرا جسم است؟! دیگر در آنجا چیزی نداریم چون هر جسمی حرکت جوهریه دارد، چرا جسم حرکت جوهریه دارد؟ این دیگر ذاتی‌اش است، درست شد؟! پس حرکت جوهری «ذاتی» برای عالم می‌شود، وقتی که «ذاتی» برای عالم شد حرکت جوهریه بدون زمان معنا ندارد پس زمان «ذاتی» برای عالم می‌شود وقتی زمان «ذاتی» برای عالم شد، دیگر آن‌وقت آیا صحبت می‌کنیم از اینکه مرجّح برای حدوث عالم چیست؟! دیگر مرجّح نمی‌خواهد، خود شما گفتید که زمان «ذاتی» این عالم است، حدوث زمانی برای این عالم «ذاتی» می‌شود، وقتی «ذاتی» شد چه چیزی باعث شده است که این عالم حادث شود؟! دیگر چه چیزی معنا ندارد، درست شد؟! ملاّصدرا با این مسئله این بحث را تمام کرده است.

/ 0