جلسه ۱۰۶
توضیحات:
جلسه ۱۰۶
17تلمیذ: میخواهم بگویم که بحث امساک فیض در اینجا مطرح نمیشود.
استاد: امساک فیض همین است، مسئلۀ امساک فیض این است که خود امساک فیض غیر اصلح است، اگر ما قائل به انفکاک بین علت و معلول شویم بنابراین خدا در ازل بوده است و این فیض را امساک کرده است و بعد در لایزال عالم را خلق کرده است، صحبت در این است که خلقت در لایزال اصلح است اما امساک فیض فاسد نیست؟ اصلح باشد یعنی آنکه بهتر است، ارزش و قیمتش بیشتر است، خیر و وجود در آن بهتر است لذا در ازل که از لایزال بهتر بود تا درست کند، یعنی اگر سؤال کردند که چرا خدا عالم را در ازل خلق کرده است؟ ما جواب میدهیم بهخاطر اینکه اصلح این است؛ الآن شما که در اینجا نشستهاید مرتباً دارای عقل و شعور و ادراک باشید بهتر است یا اینکه خدا در بیست و چهار ساعت فقط نیم ساعت برای شما وقت بگذارد که عقل و شعور پیدا کنید و تمام بیست و سه ساعت و نیم دیگر مثل جنون ادواری عقل شما را بگیرد، کدام اصلح است؟! ما از کعبی سؤال میکنیم که چطور شما اصلح را اینطرف میدانید؟! ما میگوییم که اتفاقاً اصلح آنطرف است؛ اصلح این است که از وقتی که خدا بوده است عالم هم بوده است، آن اصلح است چون فیضش بیشتر است، خیرش بیشتر است.
تلمیذ: بحث موردی است، ما فرض میکنیم و میگوییم که چرا خداوند این عالم را در این برهه آفرید، جواب میدهیم که چون خلقتش در این برهه اصلح است.
استاد: صحبت در این است که قبل از اینکه این عالم خلق شود چیزی غیر از این نیست تا اینکه خدا اصلح و غیر اصلح را بسنجد! قضیه این است، اصلح یعنی افاضۀ وجود، این معنای اصلح است دیگر؛ افاضۀ وجود، افاضۀ خیر، افاضۀ اشراق، اینها اصلح میشود، درست شد؟ حالا که اصلح شد من میگویم که خدا که الآن عالم را در اینجا خلق کرده است یعنی افاضۀ وجودش بیشتر است از اینکه قبلاً خلق نمیکرد؟! وقتی که هنوز عالمی نیست، وقتی که در همهجا اعدام است، دیگر در اینصورت چیزی نیست تا اینکه خدا بگوید که در اینجا افاضۀ وجود بیشتر است و در آنجا کمتر است، آن اصلاً عدم محض است.

