جلسه ۱۰۶
توضیحات:
جلسه ۱۰۶
19و عِندَنا الحدوثُ ذاتیٌ إذ قَد عرفتَ أنَّ الحدوثَ و التَّجددَ طبیعیٌ و ذاتیٌ لِلعالمِ الطبیعیِّ و لا شیءَ مِن الذَّاتیِّ جَا مُعَلَّلا فَلا مُخَصِّصَ لِلحدوثِ.1
حدوث پیش ما حدوث ذاتی است (یعنی حدوث صدرالمتألّهین) شناختید که حدوث و تجدد، طبیعی و ذاتی عالم طبیعی است، ذاتی هم که هیچوقت علت برنمیدارد، دیگر مخصِّص برای حدوثی نیست.
یعنی وقتی که امری ذاتی شد دیگر نمیتوانیم بگوییم که حالا که این حادث بودن برای این عالم ذاتی است، چه چیزی باعث شد که عالم حادث شود؟! «چه چیزی باعث شد» ندارد، شما اصلاً فرض کردید که حدوث «ذاتی» برای عالم است آنوقت «چه چیزی باعث شد که عالم حادث شد» چیست؟! [معلوم است] جسمیت آن است؛ جسمیت، علت برای حدوث ذاتی است.
تلمیذ: این مطلبی که شما فرمودید که نفسالأمری نداریم که خداوند عالَم را بر مبنای آن نفسالأمر خلق کند، بحثی پیش میآید که ما اگر در این عالم طبع و ماده نظر کنیم میبینیم که دارای قانون و نظامی است، بنا بر فرمایش شما لازمهاش اعتباریت و نسبیت این قانون است که خداوند ممکن است که خلقت این ماده را بهصورت دیگری اراده کند و ما ممکن است دوباره قوانینی مخالف با این قوانین مستنبطۀ این عالم دربیاوریم مثل قوانینی که در شیمی یا فیزیک یا ریاضیات هست.
استاد: ما که فعل خدا را در این عالم میسنجیم وقتی که نظر به این فعل خدا کنیم، میبینیم که این براساس قوانینی است، حالا اینکه آیا غیر از این میشد یا نمیشد ـ این شدن یا نشدن ـ مطلب دیگری است که به وجوب و وجود برمیگردد، به ایجاب و ایجاد برمیگردد که عرض کردم که علت برای اینکه شیئی را خلق کند باید تمام ثغور را سدّ کند و تمام طرفهای عدم را ازبین ببرد تا اینکه این منحصر به این شیء تنها باشد ﴿وَمَآ أَمۡرُنَآ إِلَّا وَٰحِدَةٞ كَلَمۡحِۢ بِٱلۡبَصَرِ﴾ اشاره به همین مسئله میکند.
- منظومه، ج ۲، ص ۳۰4.

