اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۰۶

توضیحات:

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۰۶

3
  • بناءًعلیٰ‌هذا این مسئلۀ حدوث زمانی عالم ما را می‌کشاند به اینکه ناچار هستیم از مخصِّص حدوث بحث کنیم یعنی وقتی که خود عالم در ذات خودش نیازمند به علت است و علت برای این عالم را هم ما قبول داریم که خداوند متعال است باید چیزی غیر از خود عالم باشد که باعث شده عالم در این برهه از زمان واقع شود که به آن مخصِّص و مرجّح یا اولویت می‌گوییم یعنی عالم به‌واسطۀ آن چیز در اینجا و در این برهه واقع شده است تا اینکه ترجیح بلامرجّح لازم نیاید.

  • آن چیز چیست؟ هر کسی مطلبی را گفته است؛ کعبی فرموده‌اند که مرجّح برای حدوث زمانی عالم خود وقت است یعنی اگر ما وقت را لحاظ کنیم، ببینیم که مثلاً قبل از این عالم زمان‌هایی بوده است و بعد این عالم در این زمان خاص واقع شده است دیگر در این‌صورت نمی‌توانیم بگوییم که مرجّح حدوث در اینجا چیز دیگری غیر از وقت باشد چون وقت و زمان لازمۀ لاینفک اشیائی هستند که در اینجا هستند. به عبارت دیگر شما نمی‌توانید زید را بدون تولدش من‌باب‌مثال در روز شنبه تصور کنید، روز شنبه از زید جدانشدنی است، اگر زید در روز شنبه به ‌دنیا آمده است حتماً روز شنبه هم جزء این ظرف تولد زید به‌حساب می‌آید بنابراین اگر گفتیم که چرا این زید در روز شنبه به ‌دنیا آمد، «چرا» معنا ندارد چون وقتش همان روز شنبه است، وقت که دیگر علت نمی‌خواهد، خود این وقتِ در روز شنبه بودن لازمۀ لاینفک وجود زید در روز شنبه است بنابراین ما برای تولد زید دیگر نیازی به چیز دیگر نداریم.

  • بنابراین دیگر مرجّح برای حدوث امری غیر از خود عالم می‌شود که آن عبارت است از وقت خاص؛ وقت خاصی که اختصاص به این عالم دارد، خود همین وقت مرجّح و مخصِّص برای حدوث می‌شود.

  • مرحوم حاجی جوابی به ایشان می‌دهند که ـ اینکه تکرار می‌کنم به‌خاطر این است که به مسئلۀ حدوث ذاتی صدرالمتألّهین برسیم تا ببینیم فرقش با این مطالب چیست ـ درست است که شما می‌گویید: مخصِّص عالم وقت است یعنی به قول معروف «الأمورُ مرهونةٌ بِأوقاتها»؛1 هر شیئی در یک وقت خاصی باید به‌وجود بیاید ولی صحبت در این است که چرا این وقت خاص اختصاص به این پیدا کرده است و به وقت دیگر اختصاص پیدا نکرده است؟! به عبارت دیگر حاجی می‌فرماید که اگر ما بخواهیم سلسلۀ علل و اسباب را کنار بگذاریم، نمی‌توانیم وقتِ تنها را مخصِّص برای این حدوث بدانیم. فرق زیدی که در روز شنبه به‌ دنیا می‌آید با مانحن‌فیه این است که زیدِ در روز شنبه معلولِ علل و اسبابی است که آن علل و اسباب زید را تا روز شنبه می‌کشانند و در روز شنبه تخلف پیدا نمی‌کند ولی صحبت در این است که خلقت این عالم، معلول چه علل و اسبابی است که آن علل و اسباب این عالم را تا این وقت خاص کشانده‌اند و در این وقت خاص این عالم پیدا شده است؟ ما در خود وقت بحث می‌کنیم؛ چرا این وقت خاص، به این زمان اختصاص داده شده است؟ صد میلیون سال قبلش اختصاص پیدا می‌کرد! اگر شما می‌گویید که آن علل و اسباب این را به‌وجود آورده‌اند، کعبی در این بحث نمی‌کند که علل و اسبابی از قبل بودند بلکه صرف ارادۀ پروردگار به خلقت عالم است. علل و اسباب که امتدادی نیستند چون در آنجا زمان معنا ندارد، خود ایشان هم قبول دارد، خود متکلّمین هم قبول دارند که در وعاء دهر، در وعاء دهر تجردی یعنی عوالم مجرده زمان معنا ندارد پس معنا ندارد بگوییم که ده میلیون سال طول کشید تا اینکه این علل و اسباب جور شد تا همین‌قدر موقعیت آماده شد برای اینکه عالم دنیا خلق شود و در آنجا یک‌دفعه جرقۀ این عالم زده شد! در آنجا زمان نیست! در آنجا یک چشم به‌هم‌زدن است، اصلاً چشم به‌هم‌زدن هم نیست؛ ﴿وَمَآ أَمۡرُنَآ إِلَّا وَٰحِدَةٞ كَلَمۡحِۢ بِٱلۡبَصَرِ﴾،2 شما یک چشم به‌هم می‌زنی چه می‌شود؟ این امر ما همین است! یعنی ما وقتی که می‌خواهیم چیزی را خلق کنیم یک چشم به‌هم‌زدن [طول می‌کشد]، اصلاً قضیه از چشم به‌هم‌زدن هم خارج است.

    1. عوالي اللئالي, ج ۱, ص ۲۹۳، ح ۱۸۰.
    2. سوره قمر (54) آیه 50. الله شناسى، ج 3، ص 129:
      «و امر ما نيست مگر يكى مانند چشم بر هم نهادن.»
/ 380