جلسه ۱۰۶
توضیحات:
جلسه ۱۰۶
4وقتی مسئله اینقدر دقیق و ظریف است و اصلاً زمان در این مطرح نیست بنابراین سلسلۀ علل و اسباب چه دخلی در زمان دارند تا اینکه طول بکشند و به عالم که میرسند عالم را خلق کنند؟! پس مسئلۀ علل و اسباب مطرح نیست بلکه مسئله خود زمان است، ما زمانهای بینهایتی در ازل داریم، این برهۀ از زمان به این عالم اختصاص داده شده است. مرحوم حاجی میگوید که ما نقل کلام میکنیم در این زمان که چرا این زمان به این عالم اختصاص داده شده است؟! چرا زمان قبلش به این عالم اختصاص نداشت؟!
اگر کعبی بیاید در اینجا جواب بدهد و بگوید که اصلاً ما قبل از این عالم زمان نداشتیم، در واقع زمان نداریم تا اینکه این عالم اختصاص به این زمان داشته باشد تا شما بگویید که همۀ این اجزاء مشترک هستند و این امتداد زمانی دارای اجزاء مشترکی است وقتی اینطور است [اگر] این عالم در این جزء واقع شود ترجیح بلامرجّح است. حاجی میخواهد این مطلب را بگوید؛ میخواهد بگوید که ترجیح بلامرجّح است، میگوید که ما اصلاً زمان نداریم وقتی که زمان نداشتیم بنابراین ارتباط بین زمان و عالم چه نوع ارتباطی میشود؟ از این سه صورت خارج نیست:
صورت اوّل: اینکه ـ اگر کعبی در اینجا اینطور جواب دهد ـ زمان در اینجا با خود عالم خلق میشود یعنی وقتی خدا عالم را خلق میکند زمان هم خلق میکند رأی ما هم همین است، ما اصلاً زمان را اعتباری میدانیم، میگوییم که اصلاً با خود عالم، زمان هم خلق میشود؛ حالا یا خلق زمان با عالم به موازات هم و جدای از هم هستند یعنی عالم برای خودش جدا خلق میشود زمان هم برای خودش جدا خلق میشود، وقتی که جدا خلق شدند آنوقت این دوتا باهم ارتباط پیدا میکنند. در اینجا ما میتوانیم به کعبی اشکال کنیم که مخصِّص و مرجِّحی که هیچ نوع ارتباطی بین او و آن مخصَّص و مرجَّح وجود ندارد چطور ممکن است مخصِّص برای خلق یک شیء شود؟! مثل اینکه ما بگوییم که خلقت زید منوط به خلقت عمرو است درحالیکه بین عمرو و زید هیچگونه رابطهای نیست! یا منبابمثال این پارچ باشد یا نباشد بچهای در اینجا درست میشود، بین درست شدن بچه و این پارچ هیچگونه ارتباطی وجود ندارد پس از شما سؤال میکنیم که چرا این بچه درست شد؟! بهخاطر اینکه پارچ در اینجا هست! پارچ در اینجا باشد یا نباشد [فرقی ندارد]، بهخاطر اینکه فرش در اینجا هست؟! باشد یا نباشد [ربطی ندارد]. زید و عمروی که هیچگونه ارتباطی بههم ندارند چطور ممکن است وجود یکی برای وجود دیگری مرجّح شود؟! ارتباطی باهم ندارند. این درصورتی است که زمان و عالم جدا و مستقل از هم خلق شده باشند یعنی ما قبول میکنیم که زمان وجود مستقلی دارد ـ یعنی برفرض قبول ـ بنابراین قول کعبی دیگر نمیتواند در اینجا صحیح باشد البته این مطالب را حاجی نفرمودهاند اینها باید اضافات بر آن ضمیمه شود.

