جلسه ۱۰۶
توضیحات:
جلسه ۱۰۶
8حالا این را ما انجام میدهیم اما خدا چطور انجام میدهد؟ مگر ما نفسالأمری غیر از ارادۀ پروردگار داریم؟! مگر غیر از وجود پروردگار نفسالأمر دیگری هم هست که این عالم بر طبق آن خلق شود؟! خود نفس پروردگار و خود وجود پروردگار عین واقع و عین حق است و بهواسطۀ خلط در آن امور وجودی است که آن نفسالأمر بههم میخورد اما خود وجود به حد ذات خودش و به بساطت خودش عین حق و عین نفسالأمر میباشد.
بنابراین ارادۀ پروردگار که غیر از آن وجود چیزی نیست به هر چه تعلق بگیرد عین صلاح و عین خیر میشود و بقیه شرور و اعدام هستند. از این نقطهنظر اصلاً بحث در اینکه علم پروردگار به اصلح واقع میشود [صحیح نیست] چون اصلحی غیر از علم پروردگار نیست، اصلحی غیر از خود ارادۀ پروردگار وجود ندارد، اصلحی غیر از خود آن مشیت پروردگار وجود ندارد. اینطور نیست که یک اصلحی جدای از وجود پروردگار داشته باشیم که خدا فکرش را با آن مصلحت بسنجد مثلاً آیا مصلحتی هست که عالم در این زمان واقع شود؟ اگر شود بهتر است یا اگر عالم در آن زمان واقع شود، بدتر است؟ نه! پس ما این یکی را انتخاب میکنیم و عالم را در این زمان قرار میدهیم! اصلاً بهطورکلی این بحث کنار میرود.
البته مرحوم حاجی جواب دیگری دادند؛ جوابشان این است که اوّلاً این چه مصلحتی است که شما بین علت و معلول باعث انفکاک شوید و بگویید که بین علت و معلول منفک است، در ما لانهایة و لایزال و ازل بین معلول و علت انفکاک میافتد، یکدفعه خدا دنگش بگیرد که این عالم را درست کند، کجای آن اصلح است؟! کجای آن مصلحت است؟! چه مصلحتی در اینجا وجود دارد که خدا همینطور بنشیند دست روی دست بگذارد تا یکدفعه دنگش بگیرد و عالم را درست کند، کجای این مصلحت است؟! یک وقت میگویید که خدا دنگش گرفته است آن یک حرفی است، یک وقت میگویید که خدا مصلحت را رعایت کرده است، کجای این مصلحت است؟! خدا دنگش گرفته است را قبول داریم که خدا دنگش میگیرد اما اینکه خدا میخواهد مصلحت را رعایت کند، اوّلاً غیر از ذات پروردگار که اصلاً مصلحتی نیست، غیر از ارادۀ او که اصلاً مصلحتی نیست، قبلاً عرض کردم که اگر منظور شما از علم پروردگار اراده است که آنجا دیگر اصلاً بحث مصلحت پیش نمیآید، خود اراده عین مصلحت است و در اینصورت مطلب تمام است ولی ما میگوییم که علم پروردگار به مصلحتی تعلق گرفته است، آن مصلحت غیر از ذات پروردگار چیست که آن مصلحت «نفسالأمر و واقع» میشود و خدا باید کارهای خودش را با آن واقع بسنجد؟! میگوییم که این آقا آدم خوبی است مثلاً این آقا معصوم است، شما هر عملی که میخواهید انجام بدهید به این آقا نگاه کنید، نگاه کنید ببینید چطور غذا میخورد شما هم آنطور بخورید، چطور راه میرود شما هم آنطور راه بروید، چطور درس میخواند شما هم همانطور درس بخوانید. آیا خدا چیزی را در آنجا مثل تابلو گذاشته است و به آن نگاه میکند که مصلحت چیست؟! اینطور نیست، ارادۀ پروردگار عین مصلحت است وانگهی کجای انفکاک بین علت و معلول مصلحت است؟! این هم مطلب دیگر بود که البته ممکن است جوابهای دیگر هم به آن داده شود که دیگر اینجا جایش نیست، این هم یک مسئلۀ دیگر.

