جلسه ۱۰۷
توضیحات:
26. غرر في أقسام السبق و هي ثمانية
جلسه ۱۰۷
4و منه السَّبقُ بِالرُّتبةِ أیْ بِالتَّرتیبِ. ثُم مِنه السَّبقُ بِالشَّرفِ کَتَقدُّمِ الفاضلِ عَلی المَفضولِ. و منه السَّبقُ بِالطبعِ و هو تَقدّم العِلةِ النَّاقِصَةِ عَلى المَعلولِ.1
یکی دیگر سبق بالرتبه است یعنی سبق به ترتیب (مثلاً یک، دو، سه و چهار، اینها سبق در رتبه دارند) یکی از آن اقسام سبق، سبق بالشرف است مثل تقدّم فاضل بر مفضول (و راجح بر مرجوح). یکی دیگر از اقسام سبق، سبق بالطبع است؛ سبق بالطبع یعنی تقدّم علت ناقصه بر معلول.
چون علت ناقصه سابق بر معلول است منتها چون علت هنوز ناقص است و به فعلیت کامل نرسیده است لذا [اسم] سبق بالعلیه روی آن نمیآوریم چون هنوز علت نیست بلکه چون خودش جزءالعله است و باید وجود داشته باشد از این نقطهنظر سبق بالطبع است یعنی طبعاً باید علت ناقصه مقدّم بر معلول باشد ولی وقتی سبق بالعلیه میآید دیگر در آنجا علت تامه با معلول معیت دارد دیگر آنجا سبق بالطبع نمیگویند بلکه سبق به علّیت میگویند یا بنا بر اصطلاح بعضیها سبق بالرتبه میگویند؛ رتبۀ علت مقدّم است اما از نقطهنظر وجود، علت و معلول باید با یکدیگر باشند و اصلاً انفکاک بین علت و معلول مستحیل است.
و منه السَّبقُ بِالعلیةِ و هو تَقدُّمُ العلةِ التامةِ عَلی المَعلولِ. و هی لا تَنفَکُّ عَن المَعلولِ. و لکنَّ العَقلَ یَحکمُ بِأنَّ الوجودَ حَاصلٌ لِلمعلولِ مِن العِلةِ و لا عَکسَ.
فَیقولُ تَحَرَّکَتْ الیدُ فَتَحَرَّک المِفتاحُ بِتَخَللِ الفَاءِ ثُم مِنه السَّبقُ الذی یُقالَ لَه السَّبقُ بِالمَهیةِ و السَّبقُ بِالتَّجوهرِ و هُو تَقَدمُ عِللِ القَوامِ عَلی المَعلولِ فی نَفسِ شَیئیةِ الماهیةِ و جوهرِ الذَّاتِ کَتَقَدُّم الجنسِ و الفَصلِ عَلی النُّوعِ و الماهیةِ عَلی لازمِها و الماهیةِ علی الوجودِ عندَ بعضٍ.2
یکی دیگر از اقسام سبق، سبق بالعلیه است که تقدّم علت تامه بر معلول است، علت تامه منفک از معلول نیست، ولکن عقل حکم میکند که وجود برای معلول از ناحیۀ علت حاصل است ولی عکسش نیست.
- منظومه، ج 2، ص 308.
- منظومه، ج 2، ص 309.

