جلسه ۱۰۷
توضیحات:
26. غرر في أقسام السبق و هي ثمانية
جلسه ۱۰۷
5پس میگوید: اوّل دست حرکت کرد بعد کلید، فاء در اینجا آمده است تا مطلب را برساند. یکی از آنها سبقی است که به آن سبق بالماهیه و سبق بالتجوهر میگویند و آن تقدّم علل قوام ماهیت بر معلول در خود شیئیت ماهیت و [جوهر ذات] است نه در وجود (مثل تقدم جنس و فصل بر نوع و ماهیت بر لازم ماهیت (مثلاً اربعه بر زوجیت تقدّم دارد) و ماهیت بر وجود نزد بعضی مقدّم است (که قائلین به اصالةالماهیه هستند).
سبق بالماهیة و سبق بالتجوهر عبارت است از سبق قوام ماهیت بر خود ماهیت. وقتی که شما یک نوع را درنظر بگیرید جنس و فصل بر آن نوع مقدماند چون قوام نوع به جنس و فصل است پس این را سبق بالتجوهر میگویند.
اینکه شما به ماهیت میگویید: ماهیت و «شیءٌ»، در خود شیئت آن، اجزاء ماهیت مقدّم بر ماهیت هستند مثل اینکه فرض کنید میگوییم: سبق سرکه و انگبین بر سکنجبین، علل قوام سکنجبین سرکه و انگبین است و حالا هر چیز دیگری که هست. این سبق اجزا بر کل است؛ سبق بر یک کل ترکیبی یعنی سبق بالتجوهر یعنی ماهیت او بر او مقدّم است، خود اجزاء ذاتاً بر ماهیت مقدّم است گرچه از نظر وجود خارجی تقدّم و تأخّر معنا ندارد.
و السَّبقُ بِالذَّاتِ هو الْلَذ کانَ عَمٌّ أیْ لَیس قِسماً علیٰ حِدَّةٍ مِن السَّبقِ بَل هو القدرُ المُشترکُ الذی بِذی الثَّلاثةِ الأخیرةِ أعنیٰ ما بِالطبعِ و بِالعلیةِ و بِالماهیةِ انْقَسمَ فی المَشهورِ.1
سبق بالذات آن است که اعم است و قسم علیٰحدّه نیست بلکه قدر مشترکی است که ثلاثۀ اخیره [سبق بالطبع و بالعلیه و بالماهیه] را شامل میشود بنا بر قول مشهور.
حالا ما در اینجا سه سبق داریم؛ یکی سبق بالطبع داریم، یکی سبق بالعلیه داریم، یکی سبق به ماهیت داریم. ایشان میگویند که یک سبق بالذات داریم که همۀ اینها را شامل میشود پس سبق بالطبع و بالعلیه و بالماهیه را سبق بالذات هم میگویند.
- منظومه، ج 2، ص 309.

