جلسه ۱۰۷
توضیحات:
26. غرر في أقسام السبق و هي ثمانية
جلسه ۱۰۷
8«... کَسبقِ الوُجودِ عَلی الماهیةِ ...» شما که به ماهیت میگویید: «موجود» بهلحاظ وجود میگویید والاّ خود ماهیت که چیزی نیست. وجود اوّلاً و بالذات متعلق به خودش است؛ «الوُجود موجودٌ».
و السبقُ حالُ كونِه فَكّيّاً كَالزَّماني و لكنْ انفكاكُه يَجي طولياً لا عَرَضياً كما مرّ سُميَّ دَهرياً و سَرمدياً.1
یک سبق دیگری هم هست که سبق دهری است و برای میرداماد است؛ سبق بر حالتی که فکّی است و لکن انفکاکش طولی است و عرضی نیست [همانگونه که بیان شد] و ایشان این سبق را سبق دهری و سرمدی میگویند.
همانطور که ما یک سبق فکّی داریم مثل سبق زمانی ولکن این انفکاک گاهی اوقات ممکن است طولی باشد و عرضی نباشد یعنی نسبت به مرتبۀ بالایی یک انفکاک طولی دارد و عرضی ندارد چون مرحوم میرداماد این بحث حدوث دهری را به سلسلۀ طولیه برد و گفت که بین معلول و علت یک عدم فکّی هست.
تعریف عدم فکّی
عدم فکّی یعنی واقعاً عدم برای یک شیء باشد نه اینکه عدم ذات و عدم مجامع باشد؛ واقعاً علت در مرحلۀ علت معدوم است ولکن این معدوم بودنش نه به معنای جدا شدن عرضی است یعنی «جدا میشود و نیست»، اینطور نیست بلکه یعنی این معلول در رتبۀ علت معدوم است.
هذا قِسمٌ آخَرٌ مِن السَّبقِ قَد زَادَه السَّيدُ المُحققُ الدامادُ ـ قُدِّسَ سِرُّه ـ وَ هُو غيرُ السَّوابقِ إذ في الكلِ غَيرُ الزَّمانيِّ المُتقدِّمِ و المتأخِّرِ مُجتمعانِ في الوجودِ أو غيرُ آبييَنِ عَن الاجتماعِ.2
[این یک قسم دیگری از سبق است که سید محقق داماد آن را افزوده است و این غیر از سبقهایی است که گفتیم] زیرا در تمام اینها (غیر از سبق زمانی چون در سبق زمانی وجود اوّل بوده است بعد وجود دوم میآید) متقدّم و متأخّر در وجود مجتمع هستند و با همدیگر جمع میشوند یا اینکه آبی از اجتماع نیستند گرچه مجتمع نیستند اما آبی از اجتماع هم نیستند.
- منظومه، ج 2، ص 310.
- منظومه، ج 2، ص 311.

