
جلسه ۱۱۰
الفريدة الرابعة في الفعل و القوة 29. غرر في أقسامهما
جلسه ۱۱۰
توضیحات:
الفريدة الرابعة في الفعل و القوة 29. غرر في أقسامهما
جلسه ۱۱۰
6میگویند که آقا با فلان نهاد مخالف است، وقتی میرویم از دربان سؤال میکنیم که ایشان با شما مخالف است؟! میگوید که نه! یک پله بالاتر برویم و بگوییم که ایشان با شما مخالف است؟! میگوید که نه! همه را طی میکنیم تا به آن شخص که در رأس نشسته است میرسیم! میگوییم که آقا با شما مخالف است؟! میگوید: بله! میگوییم که آقا با شما مخالف است پس چرا میگویید با نهاد مخالف است؟! میگوید که من نهاد هستم دیگر! لویی شانزدهم هم میگفت: لویی یعنی فرانسه!
مزاج انسان هم متغیّر است، آنوقت یک شیء واحد از یک لحاظ واحد نمیتواند هم مُغیِّر باشد و هم متغیّر باشد، نمیشود اینطور باشد چون نمیتواند هم قوه و هم فعل باشد، از این نقطهنظر باید جهت دیگر داشته باشد یعنی یک شیء دیگر در این مُغیِّر باشد و خود این برای یک شیء دیگر مُغیِّر باشد، بله! مزاج انسان از نقطهنظر اینکه میتواند حالات مختلف را قبول کند قوۀ منفعله و قوۀ انفعال در آن هست و از این نظر که خود مزاج میتواند خودش را بهواسطۀ عوامل دیگر تغییر دهد مُغیِّر است مثلاً شما که دارو میخورید این دارو مزاج را عوض میکند و وقتی که مزاج عوض شد مرض را ازبین میبرد و حال انسان را خوب میکند و برای انسان نشاط میآورد و امثالذلک، از این نظر مُغیِّر است. پس قوۀ منفعله و قوۀ فاعله از دو جنبه در مزاج آدمی هست و اینطور نیست که یک شیء واحد از یک نظر واحد، هم فاعل و هم قابل باشد مثل اینکه یک شیء واحد هم پدر و هم پسر باشد! نمیشود! نسبت به شیئی پدر هستی و نسبت به شیء دیگر پسر هستی، یکی دیگر تو را کاشته است آنوقت تو خودت را کاشتی؟! نمیشود! یک فاعل نمیتواند از یک جهت واحد منفعل هم باشد، پس از حیث اینکه میتواند در شیء دیگر تغییر ایجاد کند مبدأ تغیّر است والاّ از حیث اینکه خودش متغیّر است دیگر نمیتواند مُغیِّر باشد چون همیشه شیء دیگر لحاظ میشود.
