جلسه ۱۱۲
توضیحات:
الفريدة الخامسة في الماهية و لواحقها 30. غرر في تعريفها و بعض أحكامها
جلسه ۱۱۲
10یکی از دوستان ما میگفت که شخصی خیلی سؤال میکرد، او دید که شخص دائماً میپرسد و پدر او درمیآید، پرسید که مادرت چطور فوت شد؟ او هم شروع کرد به گفتن از وقتی که مادرش به دنیا آمده بود، ازدواج کرد و آن شخص صدای خر و پفش بالا رفت! همینطور میگفت بعد بیدار شد و او گفت که خوابیده بودی؟! گفت: نه، گوش میکردم! گفت که حالا ننۀ تو چطور مرد؟! گفت: تب کرد و مرد!
[خلاصه] بعد میگوید که این یک وسایلی دارد که وسایل فرستنده است، میگوید که فرستنده به چه میگویند؟! مثل قاصد کفتر است؟ نه! کفتر نیست! موجهایی است، موج به چه میگویند؟! تا اینها را بگوید عمر نوح میشود لذا میگوید که وسیلهای است که عکس برمیدارد! دوربین را در عکاسیها دیدهای؟! یک دوربین مثل آن بر رویش سوار میکنند و قشنگ عکس برمیدارند، این میشود غایت، الآن از ماهیت در اینجا به غایت جواب داده شده است یعنی جوابی که باید با «لِمَ» بیاید در جواب «ما هو» دادهاند بهخاطر اینکه کلک قضیه را بکنند و شخص هم خیلی خنگ است و نمیفهمد اینطور جواب میدهند! گاهی اوقات هم از «لِمَ» بهجای «ما هو» جواب میدهند.
ما قیلَ أیْ حُمِلَ عَلی الشَّیءِ فَالشیءُ مَعلومٌ مِن سیاقِ المَقامِ فی جَوابِ ما الحقیقةُ ماهیةٌ لِلشَّیءِ.1
«آنکه بر شیء حمل میشود یعنی برای موضوع، محمول واقع میشود، شیء هم معلوم و روشن است، در جواب «ما» حقیقیه آن تعریفی که محمول واقع میشود به آن ماهیت میگویند.»
اگر گفتیم که «الإنسان ما هو؟» جوابش که حیوان ناطق است، ماهیت انسان میشود.
و قَد احْتَرَزنا بِ«ما الحَقیقیة» عَن «ما الشَّارحةُ» فِإن ما یُقال فی جوابها لَیسَ مَاهیة بل هو شرحُ الإسم.2
و به تحقیق «ما» حقیقیه را بهجای «ما» شارحه اختیار کردیم چون در جواب «ما» شارحه «ما» حقیقت و ماهیت نیست بلکه شرحالإسم است.
البته در اینجا مسائلی است که ابنسینا طور دیگری گفته است و «ما» اسمیه را از «ما» شرحالفظی جدا کرده است. میدانید دیگر ممکن است که از لحاظ اصطلاحات و امثالذلک با یکدیگر فرق کنند، این بحثها در منطق منظومه هست و بین ما شرحالإسم و ما شرحاللفظی تفاوت هست.
- منظومه، ج 2، ص 330.
- همان.

