جلسه ۱۱۲
توضیحات:
الفريدة الخامسة في الماهية و لواحقها 30. غرر في تعريفها و بعض أحكامها
جلسه ۱۱۲
4وقتی مشرف بودیم در خیابان که میرفتیم بچههای کوچک عربی حرف میزدند یکی از این دهاتیهای مشهد که با ما آمده بودند البته از کاروان ما نبودند کاروان کناری بودند و اهل تربت بودند ولی چون باهم نزدیک بودیم شنیدم که به دیگری میگوید: جلالخالق! بچه به این سنّ کم قرآن را حفظ است! ما به همۀ عمرمان یک سوره بلد نیستیم! میگفت که میبینی بچه قرآن را در هفتسالگی حفظ است!
حالا به این «ما»، «مای شارحه» میگویند و شرحاللفظ و شرحالإسم است. بعد وقتی که سؤال میکند: به این انگور میگویند، شاید تابهحال انگور ندیده باشد ولی همینقدر که میگوییم: به عنب انگور میگویند او هم میگوید که آهان به این انگور میگویند. حالا این چه چیزی است؟ یااینکه اگر میوههای جدیدی بیاورند مثلاً اگر شما در بعضی از این ممالک بروید اوّل از «ما» شارحه سؤال میکنید مثلاً میوهای هست که نمیدانید چیست چون بعضی از میوهها هنوز به ایران نیامدهاند.
یکی از همین دوستان لبنانی ما میوهای آورده بود که آدم خوشش نمیآمد همینطوری مصرف کند بلکه باید آن را با ترشی و روغن زیتون مخلوط کرد، به آن آناگوندا یا آناگیدا یا چنین چیزی... میگفتند،1 تقریباً چیزی مثل گلابی است اما سر آن از گلابی کشیدهتر است، جهت نازکش کشیدهتر است و خودش هم مثل گلابی است گاهی اوقات از گلابی بزرگتر و گاهی اوقات از گلابی کوچکتر است.
تلمیذ: همینجا هم از اینها دارند، ترشی آن را دارند.
استاد: منظورتان انبه است؟!
تلمیذ: بله انبه.
استاد: نه انبه نیست، من انبه دیدهام.
تلمیذ: رنگش چطور است؟
استاد: وقتی که از درخت میچینند رنگش مثل کدوهای سفید است، عین کدو! بعد وقتی که آن را میگذارند تا برسد رنگش مانند بادمجان سیاه میشود، هر روز که بالای سر آن میروی میبینی که رنگ عوض میکند، وقتی که رنگش به رنگ کدو است سفت است و قابل خوردن نیست، وقتی که مشکیِ مشکی شد آن موقع قابل خوردن است، دو سوم از حجمش را هستهاش تشکیل میدهد یعنی یک هسته به اندازۀ یک تخممرغ بزرگ دارد! درختش سیزده یا چهارده متر است و میوهاش هم خیلی پرخاصیت است و این میوه مثل خمیر نرم میشود، وقتی این را روغن زیتون و ترشی یا نمک میزنند چیز بدی نیست، آنها که خیلی کشته و مردۀ آن هستند.
- منظور آووکادو است.

