اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

الفريدة الخامسة في الماهية و لواحقها 30. غرر في تعريفها و بعض أحكامها

جلسه ۱۱۲

توضیحات:

الفريدة الخامسة في الماهية و لواحقها 30. غرر في تعريفها و بعض أحكامها

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۱۲

9
  • نه آقا! «متیٰ، أین ...» هم اساس مطلب هستند، چرا باید بگوییم که «کیف» حتماً باید به «هل بسیطه» برگردد؟! بعد تازه اشکال می‌شود که همزۀ استفهام هم به‌جای «هل» است چون همزۀ استفهام هم برای طلب تصور و هم برای طلب تصدیق می‌آید! چرا نمی‌گویید که همزۀ استفهام اساس مطلب است؟! چرا «هل» را آورده‌اید؟! مریض نیستیم که بگوییم: چون می‌توانیم با «هل» معنای «کم» را بدهیم پس اصل قضیه «هل» است و «متیٰ» جنبۀ فرعی دارد! نه آقا! آن «هل» برای یک مورد است «متیٰ» برای یک مورد است «کیف» برای مورد دیگر است. حالا اگر ما بتوانیم یک معنا را در سی‌تا جمله برسانیم یعنی اصل قضیه آن سی‌تا جمله است؟! برای هر موردی [مطلب خاص خودش است] مثل اینکه من بگویم که بین پارچ و لیوان چه فرقی است؟ می‌گویند که نه آقا! این پارچ همان لیوان است اصل پارچ لیوان است، لیوان را بزرگ می‌کنند پارچ می‌شود! نه جانم! یا اصل این کاسه لیوان است! لیوان را این‌طور می‌کنند کاسه می‌شود! اصل دیگ لیوان است!

  • ما داعی نداریم، لیوان یک ظرف برای آب خوردن به مقیاس یک نفر است، پارچ یک ظرف برای آب خوردن به مقیاس ده نفر است، نه این ربطی به آن دارد و نه آن ربطی به این دارد، چرا بگوییم که اصل پارچ لیوان است؟! لیوان را این‌طور و آن‌طور می‌کنند! شما از وحدت وجودی‌ها هم وحدتان بیشتر شده است!

  • عرض کردم که قابل مناقشه است البته دیگر در اینجا صحبت نمی‌کنیم فقط در همین حد گفتیم که اینکه می‌گویند: اصل مطلب سه‌تا است، نه! داعی نداریم که بگوییم: اصل مطلب سه‌تا است، نه‌خیر! اصل مطلب نُه‌تا، هشت‌تا، هفت‌تا یا ... است، چرا حتماً این سه‌تا را به‌حساب بیاوریم؟!

  • بعد ایشان می‌فرماید که گاهی از اوقات اینها در یکدیگر می‌روند؛ فرض کنید به‌جای اینکه از حقیقت یک شیء سؤال کنیم از لمّیت یک شیء سؤال می‌کنیم، من‌باب‌‌مثال می‌گوییم که آپولو چه چیزی است؟ سفینه و ماهواره‌های فضایی حقیقتشان چیست؟ می‌گوییم که ماهواره‌های فضایی وسایلی برای جاسوسی و عکس‌برداری و مخابراتی می‌باشند؛ الآن شما از غایت این شیء جواب می‌دهید یا از غایت شیء سؤال می‌پرسید ولی به‌وسیلۀ «ما»، درحالی‌که باید بگویید: «لِمَ؟» برای چه چیزی آن را درست کرده‌اند؟ این جواب با «لِمَ» می‌سازد ولی الآن شما گفتید که «ما هو؟» شخص هم می‌گوید که اگر من از ماهیت این شیء جواب دهم او نمی‌فهمد و یک ماه هم باید سر ما را به‌کار گیرد، اگر بگویم که این رادار دارد، می‌گوید که رادار چیست؟ حالا باید برای او رادار را بگویم، حالا ده روز برای او گفتم که امواجی می‌گیرد و می‌فرستد، برخورد می‌کند و برمی‌گردد، از طول رفت و برگشت آن مقدار مسافت فهمیده می‌شود سرعت فهمیده می‌شود، حجم فهمیده می‌شود و امثال‌ذلک، می‌گوید که اوه! یا حضرت عباس ...!

/ 260