جلسه ۱۱۳
توضیحات:
الفريدة الخامسة في الماهية و لواحقها 30. غرر في تعريفها و بعض أحكامها
جلسه ۱۱۳
9تلمیذ: یک تعبیر ... میگوییم که فرقی هم بین ماهیت که ... نه وجود است نه عدم، میگوییم اینجا حمل هو هو است و نفیِ اثبات هم به این حمل میخورد. اما در اینجا که میگوییم: زید کاتب نیست، حمل ذو هو است که در اینصورت میگوییم که بین این دو مورد تمایز است که دیگر در آنجا در حمل هوهو تناقض نیست و رفع ارتفاع نقیضین هم نیست...
استاد: این مطلب درست است. به عبارت دیگر آنچه که میگوییم که الآن ما در مرتبه بحث میکنیم، در واقع صرفنظر از تحقق خارجی و عدم تحقق خارجی، در خود ذات بحث میکنیم یعنی داریم ذات، معنای ذات و حقیقت ذات را روشن میکنیم و کاری نداریم که آیا این حقیقت وجود خارجی دارد یا ندارد.
ولی در آنجا بله، یک وقت در باب زیدٌ عَدلٌ میگوییم که عدل چیست؟ آنوقت میگوییم که معنایش این است. یک وقت میگوییم که زیدٌ عَدلٌ به معنای زیدٌ ذو عَدلٍ است که در اینصورت وجود خارجی عدل مورد لحاظ ما قرار میگیرد.
از این نقطهنظر حاجی در اینجا میفرماید: بنابراین در وجود هم همینطور است وقتی ما میگوییم که ماهیت موجود و معدوم نیست معنایش این است که در ذاتِ ماهیت وجود نخوابیده است، سلب وجود از مرتبه میکنیم که ذات ماهیت است. بعد میگوییم که اینطور نیست که در ذاتِ ماهیت عدم وجود هم نخوابیده باشد، یعنی عدم وجود را از ذات ماهیت سلب میکنیم. در واقع نمیگوییم که وجود در ذات ماهیت نیست بلکه میگوییم: «عدم وجود»، آن مفهوم عدم هم در ذات و ماهیت نیست، پس این دوتا باهم نقیض نیستند. این هم یک مسئله بود.
اللّهم صَلّ عَلیٰ محمد و آل محمد

