اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

الفريدة الخامسة في الماهية و لواحقها 30. غرر في تعريفها و بعض أحكامها

جلسه ۱۱۴

توضیحات:

الفريدة الخامسة في الماهية و لواحقها 30. غرر في تعريفها و بعض أحكامها

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۱۴

9
  • یک‌وقت می‌گوییم که کتابت در ذات انسان است و کتابت در ذات انسان نیست که نقیض آن می‌شود، یک‌وقت می‌گویم که زید ایستاده است یک‌وقت می‌گویم که زید ایستاده نیست اینها نقیضین می‌شوند، یک‌وقت می‌گویم که زید ایستاده است یک‌وقت می‌گویم نایستادن حاکم بر زید است من کاری به نفی ایستادن ندارم من به جایگزینی ایستادن در اینجا کار دارم، نشستن باشد خوابیدن باشد و امثال‌ذلک دیگر قضیۀ معدولۀ ما در اینجا نقیض موجبه نیست یعنی نقیض سالبه در اینجا نیست. یک‌وقت من می‌گویم که در ذات انسان کتابت نیست، این قضیۀ صادقه می‌شود، نقیض این چه می‌شود؟ در ذات انسان کتابت هست یعنی «کتابت بودن» نقیضش «کتابت نبودن» می‌شود که در اینجا یکی یا هردو سلبی هستند، یک‌وقت می‌گویم که در ذات انسان کتابت نیست بعد می‌گویم که در ذات انسان عدم کتابت هم نیست، عدم کتابت با کتابت نبودن دوتا است، عدم کتابت یعنی مفهوم عدم، مفهوم عدم در اینجا با خود عدم کتابت و نبودن کتابت دوتا است، انسان کتابت را به‌عنوان یک امر خارجی در ذهن می‌آورد و عدم کتابت را به‌عنوان یک امر مفهومی در ذهن می‌آورد، بین خارج و مفهوم تفاوت پیدا می‌کند.

  • لذا ما می‌توانیم بگوییم که در اینجا اصلاً نقیضینی هم نیست یعنی من می‌توانم بگویم که در ذات انسان نه کتابت خوابیده است و نه مفهوم عدم کتابت خوابیده است، مفهوم عدم کتابت برای باب مفاهیم است و کتابت برای باب خارج و واقع است و این دو ربطی به همدیگر ندارند؛ لذا مرحوم حاجی می‌فرمایند که در اینجا نقیضی هم وجود ندارد.

  • «عَلی أنَّ نَقیضَ الکِتابةِ فی المِرتبةِ عدمُ الکتابةِ فی المرتبةِ ...؛ اضافۀ بر اینکه نقیض کتابت در مرتبه (یعنی نفی کتابت از انسان در مرتبۀ انسان به‌عنوان عینش یا به‌عنوان جزئش) عدم کتابت در مرتبۀ نقیض او است، درصورتی‌که ما ظرف را که ”فی ‌المرتبة“ باشد قید برای منفی بدانیم که کتابت است، نه قید برای نفی که عدم است» یعنی بگوییم که «الإنسانُ لیسَ بکاتبٍ فی ‌المرتبة» یا بگوییم که «لیسَ الإنسانُ بِلاکاتبٍ فی ‌المرتبةِ» یعنی «فی ‌المرتبة» را ظرف برای کتابت بگذاریم یعنی کتابت را از ذات انسان برداریم یا عدم کتابت را از ذات انسان برداریم، نه اینکه بخواهیم عدم را از ذات انسان برداریم. در واقع توجه ما به «فی ‌المرتبة» در اینجا توجه به کتابت منفی نیست بلکه توجه به مفهوم عدم کتابت است، نه به کتابت منفی، کتابت منفی ظرف برای منفی می‌شود که کتابت باشد، عدم ظرف برای نفی می‌شود یعنی «نبود» در مرتبۀ انسان نیست، نه‌اینکه کتابت منفی در انسان نیست، نبود کتابت یعنی مفهوم عدم، نبود کتابت در ذات انسان نیست یعنی شما نبود کتابت را داخل ذات انسان کنید این در ذات انسان نیست. خود ایشان معنا می‌کنند:

/ 260