جلسه ۱۱۵
توضیحات:
31. غرر في اعتبارات الماهية
جلسه ۱۱۵
4یک وقت مطلق است؛ خودش را درنظر میگیریم مثلاً بچۀ فلانی که مریض شده بود آیا خوب شده است؟ در اینجا با پدر یا با مادر بودن قصد ما نیست فقط خوب شدن مرضش را قصد داریم حتی مریضی پدر یا مادرش به ما مربوط نیست و فعلاً مریضی خودش مدّنظر است.
یک وقت ماهیت را بشرط لا اخذ میکنیم؛ این ماهیت مجرده به دو صورت قصد میشود یک وقت ماهیت را به شرط خُلوّش از جمیع عوارضی که عارض بر آن میشود حتی وجود ذهنی، اخذ میکنیم این یکی از آن معانی بشرط لا است یعنی ماهیت را [طوری] اعتبار میکنیم که حتی در ذهن هم عارض نشود. شما میگویید که پس چگونه چنین ماهیتی را تصور میکنید؟! میگوییم که این ماهیت مطلقه میشود، نه مطلقه به این معنا، مبهمه بهاصطلاح ...
مثل شبهۀ تصور معدوم مطلق و امثالذلک که میگفتند: «المعدوم المطلق لا یُخبر عنه»؛ اگر معدوم مطلق لا یُخبر عنه است پس چرا شما از آن خبر میدهید؟! پس معلوم است معدوم، یُخبر عنه است نه لا یُخبر عنه! جواب آن داده شد اینکه در اینجا میگوییم: «المعدوم المطلق لا یُخبر عنه» این را بهعنوان یک امر کلی در ذهن میآوریم یعنی بهعنوان حمل اوّلی ذاتی میگوییم که «المعدوم المطلق لا یُخبر عنه» و اما به حمل شایع همان که شما معدوم را تصور کردید خودش یک وجود ذهنی دارد. شما تا وجود ذهنی را تصور نمیکردید که نمیگفتید: لا یُخبر عنه، پس معلوم میشود که یک وجود ذهنی برای شما حاصل شده است. یعنی به حمل اوّلی ذاتی وقتی معدوم مطلق را در ذهن بگیریم معدوم مطلق لا یُخبر عنه است. این هم همینطور است یعنی وقتی که بخواهیم ماهیت را لحاظ کنیم آن را حتی به شرط عدم وجودش در ذهن لحاظ میکنیم یعنی تصور ماهیت بهلحاظ حمل اوّلی ذاتی، نفسالأمری و در حاقّ واقع که خود ماهیتِ در حاقّ واقع اعمّ از ذهن و در خارج است بهخاطر اینکه اگر ماهیت لازمهاش وجود ذهنی است بنابراین این ماهیت ... چهبسا خیلی از ماهیتهایی که هنوز به ذهن کسی نیامده باشد و بعداً به ذهن بیاید. چطور این ماهیتی که لازمهاش وجود ذهنی است تبدیل به وجود خارجی میشود؟! اگر لازمۀ ماهیت وجود خارجی است پس شما چرا تصورش میکنید؟! چیزی که خارجی است نباید وجود ذهنی پیدا کند.

