جلسه ۱۱۵
توضیحات:
31. غرر في اعتبارات الماهية
جلسه ۱۱۵
5جوابش این است که خود ماهیت از وجود ذهنی و وجود خارجی مجرد است؛ گاهی اوقات در ذهن میآید و گاهی اوقات در خارج است گاهی هم در هردو هست یعنی هم در ذهن و هم در خارج، پس خود ذات ماهیت منحیثهی وجود ذهنی را لازم نگرفته است. یعنی ماهیت در تذوّت و شیئیت و حیثیت ذاتی خودش آبی است؛ آبی است یعنی مقتضی نیست نه اینکه آبی است به معنای «نمیخواهد». یعنی وجود ذهنی و وجود خارجی را اقتضا نمیکند؛ وجود خارجی را اقتضا نمیکند چون خیلی از ماهیات را میبینیم که هنوز در خارج وجود و تحقق ندارند. اشیائی که قبلاً بودند و الآن نیستند و اشیائی که بعداً خواهند آمد و الآن نیستند، ماهیتهای اینها کجا رفتهاند؟! بهلحاظ وجود ماهیتشان بعداً تحقق پیدا میکند.
پس ماهیت وجود خارجی را اقتضا نمیکند. از آنطرف وجود ذهنی را اقتضا نمیکند بهجهت اینکه الآن شما در ذهنتان یکسری ماهیتهایی تصور میکنید که من اطلاع ندارم و تصور نمیکنم، من یکسری ماهیتهایی را در ذهنم تصور میکنم که شما تصور نمیکنید، اگر لازمۀ هر ماهیتی این بود که در هر وجود ذهنیای باشد پس باید همۀ معلومات افراد در یک سطح باشد و هرچه را که یک شخص تصور میکند همه هم باید تصور کنند درحالیکه آن تصورات و آنچه که در ذات هر کسی هست زائیده ذهنیت خود او است و به شخص دیگری ربطی ندارد.
پس خود ماهیت تنها اقتضای وجود ذهنی را نمیکند ذهن است که ماهیت را در خودش میکشاند و آن را میسازد حالا «چطور کشاندن و پروراندن» بحث خیلی دقیق و مسئلۀ مهمی است که در الهیات بالمعنی الأخص احتمالاً در مبحث علم باری [بحث خواهیم کرد] گرچه حاجی [این بحث را] ندارد ولیکن ما این بحث زائد را در آنجا خواهیم کرد که تمام معلومات اوّلین و آخرین ـ چه معلومات حقّه و چه معلومات باطله ـ هرچه میخواهد باشد دست خود فرد نیست و همۀ آنها از عالم بالا نشأت میگیرد و وقتی که به اینجا میآید به صور مختلفی درمیآید این [بحث] در آنجا باشد ولی به هر صورت این بحث ذیل بحث عرفان نظری میرود و در فلسفه به این مسئله کاری نداریم گرچه ما برهان هم در آن اقامه میکنیم ولی درهرصورت در اینجا مطرح نکردهاند.

