اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

31. غرر في اعتبارات الماهية

جلسه ۱۱۶

توضیحات:

31. غرر في اعتبارات الماهية

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۱۶

2
  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحيم

  •  

  • و لابشـرط كانَ لِاثـنين نُمی‌***مِن أوّلٍ قسمٍ و ثاني مَقسم
  • و هو‌ بِكُلِّيٍ طَبيعيٍ وُصِف‌***وَ كونُه‌‌ مِن كونِ‌ قِسمَيه کُشِف1‌
  • تقسیم ماهیت به «بشرط‌لا»، «بشرط‌شیء» و «لابشرط»

  • مرحوم حاجی به‌دنبال مسئلۀ قبل که ماهیت گاهی لابشرط و گاهی بشرط‌لا است در قسم دوم بشرط‌لا [می‌فرماید] که ماهیت را تنها لحاظ می‌کنیم منتها به‌نحوی‌که اگر با شیء دیگری ضمیمه شود یک مجموعی را تشکیل می‌دهد که آن مجموع حقیقت واحده‌ای دارد که تنهایی بر آن صدق نمی‌کند مثل ماده که اگر با صورت جمع شود موجب می‌شود که یک نوع، جسم شود و جسم را تشکیل دهد. در این‌صورت این ماهیت گاهی اوقات غیر متحصّل است یعنی خودش تحصّل ندارد مانند جنس یا فصل که به شیء دیگری نیاز دارند تا با انضمام آن متحصّل شوند یا گاهی اوقات متحصّل است منتها با اضافه به اشیای دیگر متحصّل نیست مانند نوع که متحصّل است و خودش یک حقیقت فردیه دارد ولی درصورت انضمامش یا ملاحظۀ اشیاء دیگر غیر متحصّل است چون تحت نوع، افراد، اصناف و اشخاصی هستند که هرکدام از آنها برای خودشان خصوصیت و چیزی دارند و این نوع اگر با آن خصوصیات اضافه شود فردی را تشکیل می‌دهد.

  • من‌باب‌مثال اگر این انسان ضمیمه شود با این خصوصیات، می‌شود زید، آن انسان ضمیمه شود با آن خصوصیات، می‌شود عمرو یعنی آن خصوصیات با آن انسانیت ضمیمه شود تااینکه یک فرد خارجی را از این نقطه‌نظر تشکیل دهد. لذا نمی‌توانیم بگوییم که خود نوع متحصّل نیست بلکه متحصّل است به‌عنوان اینکه یک حقیقت واحده است و ذهن و عقل آن را به‌عنوان یک حقیقت واحده که قابل صدق بر کثیرین و دارای حدود است و حدودش تمام است، می‌شناسد. نوع، جنس و فصل دارد، حدّش از این نقطه‌نظر تمام است. بله، از نقطه‌نظر وجود خارج نیاز به ضمّ ضمائم دارد که آن ضمائم شخصیه می‌آیند و آن را در خارج متشخّص می‌کنند به خلاف جنس یا فصل که اینها اصلاً در ذات خودشان ناقص هستند و خود جنس و فصل به‌تنهایی دارای حدّ تامی نیستند، بلکه هرکدام از اینها جزئی از حد هستند بنابراین می‌توانیم بگوییم که اینها تحصّل ندارند.

    1. منظومه، ج 2، ص 338.
/