اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

31. غرر في اعتبارات الماهية

جلسه ۱۱۶

توضیحات:

31. غرر في اعتبارات الماهية

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۱۶

7
  • كَما قَالَ الشَّيخُ إنَّ الماهيةَ قَد يُؤخَذ بِشرطِ لا شَي‌ء بِأنْ يُتَصَوَّرَ مَعناها بِشرطِ أنْ يَكون ذلك المَعنى وَحده بِحيث يَكون كُلُّ مَا يُقارِنه زائداً عَليه فَيكون جُزءاً لِذلكَ المَجموعِ مَادةً لَه مُتَقَدِّماً عَليه في الوُجودين فَيَمْتَنع حَملُه على المجموعِ لِانتفاءِ شَرطِ الحَملِ و هو الاتِّحادُ في الوجودِ.1

  • همان‌گونه که شیخ گفت: گاهی ماهیت بشرط لا شیء اخذ می‌شود، به اینکه معنای خود آن ماهیت را شما درنظر بگیرید (مثل حیوان بشرط‌لا)، منتها به شرط اینکه این معنا (حیوان)، به‌تنهایی به حیثی باشد که هرچه مقارن با این و ضمیمۀ این شود (مثل فصل) زائد بر این حیوان باشد و با حیوان فرق ‌کند و جدای از حیوان باشد پس آن ماهیت در اینجا جزء و مادۀ این مجموع می‌شود و بر آن مجموع در وجود ذهنی و وجود خارجی مقدّم می‌شود و دیگر حملش بر مجموع به انتفاء شرط حمل که هوهویت و اتحاد باشد ممتنع است. چون شرط حمل که اتحاد در وجود و هوهویت باشد در اینجا نیست.

  • شما در اینجا حیوانات را جزء قرار داده‌اید، خود او که قرار نداده‌اید تا بتوانید حمل کنید، جزء قرار داده‌اید و جزء هم بر کل حمل نمی‌شود.

  • و قَد تُؤخَذُ لابشرط بِأنْ يُتَصَوَّرَ مَعناها مَع تَجويز كونِه وَحدَه و كونِه لا وَحده بِأنْ يَقْتَرِنَ مَع شي‌ءٍ آخرَ فَيُحمَلُ عَلى المَجموعِ و عَلى نَفسِه وَحده.2

  • گاهی اوقات آن ماهیت را لابشرط می‌گیریم، معنای آن ماهیت را تصور می‌کنیم بااینکه تجویز می‌کنیم که این تنها باشد و اینکه تنها نباشد و اینکه مقترن باشد با شیء دیگر پس این ‌هم بر مجموع اطلاق می‌شود [هم به خودش به‌تنهایی]، حیوان هم به انسان گفته می‌شود و هم به خودش به‌تنهایی گفته می‌شود.

  • در انسان ما ماهیت را مطلق تصور کرده‌ایم؛ منظور ما از حیوان هم حیوانیت ماده است و هم حیوانیتی است که فصل در آن می‌باشد و بر مجموع اطلاق می‌شود. این در محاورات اعتبار دارد، من‌باب‌مثال جزء از اجزای رئیسه است مثلاً می‌گویند که إعتِقْ رَقَبَةً، این از همان باب است، «رقبه» از اجزای رئیسۀ بدن است، ما در اینجا رقبه می‌گوییم و منظور ما از رقبه جزءِ به‌عنوان جزئی از کل نیست، اگر به‌عنوان جزئی از کل باشد عتق رقبه به‌تنهایی که معنا ندارد. پس ما در اینجا به رقبه یک معنای سِعِی می‌دهیم، رقبه را توسعه می‌دهیم و هم بر [گردن] خودش به‌تنهایی رقبه اطلاق می‌کنیم و هم بر تمام این بدن و تمام هیکل رقبه اطلاق می‌کنیم این لابشرط می‌شود.

    1. منظومه، ج 2، ص 342.
    2. منظومه، ج 2، ص 342.
/ 0