جلسه ۱۱۸
توضیحات:
32. غرر في بعض أحكام أجزاء الماهية
جلسه ۱۱۸
6حالا ما میبینیم که اعراضی هم داریم که بر جسم عارض میشوند، آیا این اعراض هم ماده و صورت دارند؟
بسیط بودن اعراض
ایشان میفرمایند که اعراض از بسائط هستند و دیگر معنا ندارد که بسائط ماده و صورت داشته باشند، مادۀ آنها همان صورت است و صورت آنها همان ماده است. بله، ذهن و عقل برای آنها یک جنس مبهم را در خود تصویر میکند و اسمش را جنس میگذارد بعد یک فصل هم برای آنها میآورد اسمش را فصل میگذارد؛ مثلاً ذهن برای اعراض یک جنسیت مطلقه بهعنوان عرض بودن ترسیم میکند، عرض بودن را جنس برای اعراض میکند درحالیکه عرض بودن یک مفهوم است به معنای یک حقیقت نیست چون اینها بر جسم عارض میشوند از این نقطهنظر ذهن عنوان عرض بودن را جسم اینها قرار میدهد.
بعد بر این یک فصلی میآورد؛ عرضی که متصل است و این خصوصیات را دارد «کم» میشود، عرضی که متصل نیست و قابض بصر است «کیف» میشود، عرضی که اینطور است «کیف نفسانی» میشود، عرضی که آنطور است «اضافه» میشود، عرضی که به شکل و قیافه و اینها برخورد میکند اسمش را «وضع» میگذاریم، عرضی که به تحیّز و وجود یک شیء بر جسم در مکان [برخورد میکند] اسمش را «أین» و امثالذلک میگذاریم درحالیکه اگر نگاه کنیم متوجه میشویم که آن فصلیتش با این عرضیتش یکی هستند، لذا از این نقطهنظر اعراض بسائط هستند بهخاطر اینکه اعراض یک هویّت مخلوطه و مرکبه از دو چیز ندارند به خلاف جسم که یک هویّت مخلوطه و مرکبه از ماده و صورت دارد، این هم یک مطلب بود.
مطلب دیگر اینکه ما دو جنس در یک مرتبه نداریم دو فصل هم در یک مرتبه نداریم، هر ماهیتی یک جنس قریب دارد و یک فصل قریب به خودش دارد، جنس قریب به انسان، حیوان است البته اگر بالاتر برویم جسم نامی هم میتواند جنس برای انسان باشد ولی آنچه که قریب به انسان است حیوان است آن مربوط به نوع دیگری است.

