اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

32. غرر في بعض أحكام أجزاء الماهية

جلسه ۱۱۸

توضیحات:

32. غرر في بعض أحكام أجزاء الماهية

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۱۸

8
  • اما وقتی که شما به بقر نگاه می‌کنید، می‌بینید که رفتارش با حمار فرق می‌کند؛ احساس می‌کنید که حرکات و رفتار و نوع تفکرش فی‌الجمله تفاوت می‌کند، آیا این به‌خاطر زیادی وزن است؟! زیادی وزن موجب نمی‌شود. پس به‌خاطر چیست؟! به‌خاطر اینکه یک خصوصیت ذاتی دارد که آن خصوصیت ذاتی موجب این فرق شده است، حالا این خصوصیت چیست؟! کسی نمی‌داند! یعنی اگر ابن‌سینا هم بیاید می‌گوید که نمی‌دانم چیست، خواجه بیاید می‌گوید که نمی‌دانم چیست، ملاّصدرا هم بیاید می‌گوید که نمی‌دانم چیست، بنده می‌گویم که نمی‌دانم چیست، شما هم نمی‌دانید چیست، هر کسی بیاید بالأخره نمی‌داند که این خصوصیت چیست.

  • بالأخره بالإجمال می‌دانیم که یک چیزی این وسط هست که همۀ کارها را انجام می‌دهد ولی نمی‌دانیم آن چیست بعد وقتی که به آن علم پیدا نمی‌کنیم از پیش خودمان یک اسم روی آن می‌گذاریم؛ مثلاً به فرس می‌گوییم: «صاهلیت؛ شیهه کشیدن»، شیهه کشیدن که نمی‌تواند آن خصوصیت باشد، بله، این شیهه کشیدن از آن خصوصیتی که [در او هست] ناشی می‌شود خر عرعر می‌کند و اسب شیهه می‌کشد، حالا عرعر برای آن خصوصیت است، صدای گاو برای آن خصوصیت است، نطقی که ما می‌گوییم: ناطق، برای این خصوصیت است پس این نطق، شیهه کشیدن، عرعر کردن، صدای شغال و امثال‌ذلک یکی از لوازم و عوارض آن فصل ممیّز است آن‌وقت ما به‌عنوان فصل نقل می‌کنیم که این هم مسئله‌ای نیست ولیکن مبدأ و اصلِ حقیقتش حقیقتی است که اینها همه از آن ناشی می‌شود.

  • و أمَّا بَعد التَّنزل فَالتَّحقّقُ لِذِي الواسطةِ هُنا حَقيقيٌ و صِحةُ السَّلب مُنتفيةٌ لِأنَّ فناءَ الماهيةِ في الوجودِ أشدُّ مِن فَناءِ الجنسِ في فَصلِه فَتَحَقُّقَها به أشدُّ مِن تَحَقُّقِهِ بهِ.1

  • «اگر ما بخواهیم یک مقدار از مقام خودمان تنزّل کنیم» و بگوییم که این وجود به غیر از خودش هم اطلاق می‌شود و اشکالی ندارد آن‌وقت «باید بگوییم که تحقّق برای ذی‌الواسطه ـ که همان جنس باشد ـ حقیقی است و صحت سلب منتفی است»، ما نمی‌توانیم بگوییم که جنس نیست، نه‌خیر! جنس هم هست و صحت سلب منتفی است، صحت سلب در اینجا نداریم «چون فنا ماهیت در وجود اشدّ از فناء جنس در فصلش است» پس اگر شما به ماهیت بگویید که ماهیت موجود است به‌طریق‌اُولیٰ باید به جنس هم بگویید که جنس موجود است چون ماهیت هیچ چیزی ندارد، ما برای ماهیت هیچ‌چیزی به غیر از وجود نمی‌توانیم تصور کنیم و «تحقّق ماهیت به‌واسطۀ وجود شدیدتر از تحقّق جنس به فصل است» یعنی بیشتر مئونه می‌برد، شما که می‌گویید: این «ماهیت» به‌واسطۀ «وجود»، وجود پیدا می‌کند این قوی‌تر و بهتر است و به ذهن نزدیک‌تر ‌می‌آید تا اینکه بگویید: جنس به فصل وجود پیدا می‌کند، درست شد؟!

    1. منظومه، ج 2، ص 347.
/ 0