اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

33. غرر في أن حقيقة النوع فصله الأخير 34. غرر في ذكر الأقوال في كيفية التركيب من الأجزاء الحدية

جلسه ۱۱۹

توضیحات:

33. غرر في أن حقيقة النوع فصله الأخير 34. غرر في ذكر الأقوال في كيفية التركيب من الأجزاء الحدية

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۱۹

3
  • جنبۀ دیگر نفس ناطقه عبارت است از صعود و ارتقاء او به عالم تجرد، به عالم کلیات، به عالم انمحاء در اسماء و صفات و بعد هم به عالم فناء. از آن جهت نگاه کنیم حقیقت نفس ناطقه عبارت است از همان مبدأیی که از آن مبدأ آمده است که آن عبارت است از همان حقیقت وجود تجردی حق‌تعالی.

  • اگر به جنبۀ نزولی نگاه کنیم دوباره می‌بینیم که این جنبۀ نزولی جدای از نفس ناطقه نیست بنابراین نفس ناطقۀ ما دارای دو جنبه است: جهت نزولی و جهت صعودی دارد؛ لذا ایشان می‌گویند که ما ذو نفس ناطقه ـ این ذو ـ را آورده‌ایم به‌خاطر اینکه این ناطق را لابشرط می‌گیریم که این را اعمّ از جنبۀ صعودی و جنبۀ نزولی بدانیم یعنی نفس ناطقه دارای نطق است یعنی خودش از نطق برتر است یعنی خودش ذاتی است که آن ذات از نطق بالاتر است، در واقع از آن نطق ظاهری که مِیز بین حق و باطل و امثال‌ذلک است که باعث می‌شود که انسان از حیوانات جدا شود، از این هم بالاتر است و خیال نکنید که ناطق همان ناطقی است که ما الآن مشاهده می‌کنیم که فکر و عقل و امثال‌ذلک است! نه‌خیر! ذاتی است که آن ذات این نطق را دربرگرفته است این‌طور است یعنی أعلیٰ و اشرف از خود همین نطق است. لذا ایشان می‌فرمایند که ما این‌طور آوردیم، این بحث تمام شد.

  • مطلب دیگری که حاجی مطرح می‌کنند راجع به این است که حقیقت نوع فصل اخیر است و باقی مقوّمات و امثال‌ذلک، در نوع به‌نحو ابهام معتبرند.

  • ما در باب حقیقة الشَّیء بِصورتِه لا بِمادتِه مطلبی را عرض کردیم و مواردی در این جهت می‌آید که اگر جنس را درنظر بگیریم و به‌طورکلی ماده را [در نظر بگیریم] ـ یعنی دو جهت «لابشرط و بشرط‌لا» در اینجا هست ـ این جنس خودش یک هیولای مبهمه در مقام تقرّر خودش است و حیوان هم یک هیولای مبهمه است ما حیوان کلی نداریم. یعنی اگر شما جنسی را بدون فصل درنظر بگیرید این فقط یک مبهم است؛ یک مسئلۀ مبهم است البته نمی‌شود گفت که نمی‌توانیم تصور کنیم، نه‌خیر! ما تصور می‌کنیم، همین‌که می‌گویید: این حیوانی است که به روی دو پا راه می‌رود، حیوانی است که چهار دست و پا راه می‌رود، حیوانی است که به شکم می‌خزد، حیوانی است که با چند دست و پا حرکت می‌کند پس معلوم می‌شود از آن حیوان یک معنای مبهمی در ذهن شما می‌آید که معنای سِعِی است و با خصوصیاتی که ضمیمه می‌کنید آن حیوان را مشخص می‌کند.

/