اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

35. غرر في خواص الأجزاء

جلسه ۱۲۰

توضیحات:

35. غرر في خواص الأجزاء

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۲۰

13
  • «حالا از آنجایی که در تقدم اجزاء بر کل اشکالی است مثل اشکالی که مشهور در سبقت علت تامه بر معلول کرده‌اند»؛ چطور علت تامه سبقت بر معلول دارد درحالی‌که نباید بین علت و معلول فاصله بیفتد. در اینجا هم همین مسئله است که نباید ماده و صورت بر شیء خارجی مقدّم باشند درحالی‌که این شیء خارجی همان ماده و صورت است. در واقع می‌توانیم بگوییم که اصلاً ماده و صورت همان علت تامه برای آن شیء خارجی است. آن اشکال در علت تامه را در همین‌جا هم می‌آوریم وقتی که چنین اشکالی شده است «پس ما متصدی دفع آن شدیم و چهار اعتبار برای اجزاء حدّیه درنظر می‌گیریم».

  • فَقلنا لِكلِّ أجزاءِ اعتبارات تُعَد أحدُها الكل أفراداً أي كلُ فردٍ فردٍ.1

  • «گفتیم که اوّل اینکه ما برای اجزاء اعتباراتی داریم یعنی در ذهن می‌آوریم کل را درنظر می‌آوریم کل اجزاء را درنظر می‌آوریم أي كلُ فردٍ فردٍ» ما ماده را به‌تنهایی درنظر می‌آوریم، ماده به چه چیزی می‌گویند؟ ماده به آن هیولای مبهمی می‌گویند که در جهت قوه وقتی که صورت به آن تعلّق بگیرد فعلیت پیدا می‌کند، ما اسم این را ماده می‌گذاریم. خب شما در اینجا مادۀ تنها را درنظر گرفته‌اید یعنی فردی، الآن در اینجا این کل و این ماده را به‌عنوان تنها درنظر گرفته است. جنس به چه می‌گویند؟ این را می‌گویند: اعتبار کل در مقام اِفراد و تفرید؛ فردی و تنهایی، ما خود جنس را در اینجا درنظر می‌گیریم و اصلاً کاری به فصل نداریم. اگر کسی از شما سؤال کند که جنس چیست؟ آیا شما جواب با فصل به او می‌دهید؟ آیا شما می‌گویید که جنس آن چیزی است که فصل است؟! یا فصل آن چیزی است که جنس است؟! شما دارید خود جنس را تعریف می‌کنید و کاری به بقیه ندارید. جنس عبایی که الآن این حاج شیخ حسین پوشیده است از چه چیزی است؟ شما می‌گویید که این عبای حاج شیخ حسین است. ما جنس عبا را می‌خواهیم مثلاً جنس این عبا از پشم شتر است. یک وقت می‌گوییم که این عبای کیست؟ در اینجا این را به شرط تعلّق به شخص و به یک مالک لحاظ کردیم اما در آنجا ما خود عبا را درنظر داشتیم جنس خود عبا را به‌تنهایی درنظر داشتیم و به آن شخص کار نداشتیم. این هم همین‌طور است؛ در اینجا خود اینها را تنها درنظر می‌گیریم در این‌صورت این اصلاً علت تامه نیست چون خود اینها را تنها درنظر گرفته‌اند، پس اینها تنها‌تنها علت ناقصه هستند، تقدم علت ناقصه بر معلول هم اشکال ندارد. ‌ این یک اعتبار بود.

    1. منظومه، ج 2، ص 365.
/ 222