جلسه ۱۲۰
توضیحات:
35. غرر في خواص الأجزاء
جلسه ۱۲۰
9«بلکه همانطوریکه اصحابِ قول به وحدت ماهیات ذاتاً و وجوداً قائل هستند ـ اینها در جواب آن افرادی که به اینها اعتراض میکنند و میگویند: شما که قائل هستید به اینکه اینها ذاتاً یکی هستند (یعنی یک شیء در خارج بیشتر نیست که نمیتوانیم اسمش را ماده یا صورت بگذاریم چطور شما این حرف را میزنید) درحالیکه صور عقلیهای که متخالف هستند (جنس و فصل) چگونه مطابق یک امر بسیطی هستند که هم ذاتاً و هم وجوداً در عین بسیط است؟! ـ» یعنی چگونه دو امر مختلف را بر یک امری که در خارج است و بسیط است منطبق میکنید؟! خود شما میگویید: بسیط، نمیگویید: مرکب، ما میگوییم که مرکب است آنها میگویند که بسیط است چون ماهیت در خارج واحد است هم ذاتاً و هم وجوداً پس آنچه که در خارج است بسیط میشود. منبابمثال به زید میگویید که حیوان ناطق است درحالیکه ـ حیوان ناطق نیست ـ یک شیء بیشتر نیست. شما چگونه حیوانیت و ناطقیت را بر زید منطبق میکنید درحالیکه زید بسیط است؟! اینها در این جواب میگویند: «این امور متخالفه عقلیه؛ صور عقلیه از این بسیط بهحسب اعتبارات انتزاع میشوند؛ عقل میآید اعتبار میکند و استعداداتی که بهحسب مشاهده جزئیات اقل یا اکثر با آن امر بسیط حاصل میشود»؛ یک جزئیات، خصوصیات، حرکات و اطواری میبیند بعد میآید از این اطوار و خصوصیات و کارها یک امری را انتزاع میکند و اسمش را مابهالاِشتراک میگذارد دوباره چیزهای دیگری میبیند آن را انتزاع میکند اسمش را مابهالاِختلاف میگذارد، آن را فصل میکند دیگری را جنس میکند، این کار را عقل میکنند ولی در خارج بسیط است. مگر در اعراض بسائط نیستند؟! شما در اعراض چه میگوید؟! چطور شما یک جنس و فصلی برای اینها فرض میکنید؟! ما هم در مرکبات همین کار را میکنیم. مرکبی در خارج نیست در خارج فقط بسیط است؛ زید بسیط است فرش بسیط است کتاب بسیط است پتو بسیط است همۀ اینها بسائط هستند، حالا چرا شما اسم این را کتاب میگذارید و اسم آن را پتو میگذارید؟! میگویید که عقل یک چیزهایی را نگاه میکند، بین این و بقیه اعتبار میکند و اسم آن معتبَر را جنس میگذارد، چیزهای دیگری را هم میبیند اعتبار میکند و اسم آن را فصل میگذارد پس عقل میآید اعتبار میکند، اینطور نیست که در خارج جنس و فصل داریم «بلکه عقل بین مابهالاِشتراک و مابهالاِمتیاز متنبّه میشود».

