جلسه ۱۲۳
2أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
الفریدةُ السادسة فی الوحدةِ و الکثرة.
غررٌ فی غنائِهما عنِ التعریفِ الحقیقی:
الوَحدةُ کَمِثلِ ما سَاوَقَها *** أعمُّ الأشیا فَهی أعرَفُها و سرُّ أعرفیةِ الأعمِّ *** سِنخیةٌ لِذاتِکَ الأتمِ و وَحدةٌ عندَ العقولِ أعرَفُ *** و کثرةٌ عندَ الخیالِ أکشَفُ خُذْ وَحدَةً مع الوجودِ اثْنَینِ *** فی الذِّهنِ لکنَّ عینَه فی العَینِ1 غُررٌ فی تقسیمِ الوحدة:
و وَحدةٌ إما حَقیقیةٌ أو *** غَیرُ حَقیقیةٍ ادْرِ مَا دَرَوا اُولاهما بِحقةٍ و غیرِها *** قَسَّمَها أصحابُنا أولو النهیٰ فالذَّاتِ فی الوَحدةِ غیرِ الحقةِ *** قد أخِذَتْ فی الصفةِ المُشتقةِ2 معنای وحدت از منظر مرحوم حاجی
ابتدائاً یک بحثی هست و بعد هم تقسیم وحدت است که خیلی حرف ندارد. معنای وحدت یکی بودن است؛ هر شیئی که تشخّص پیدا میکند لامحال صدق وحدت بر آن شیء میشود بنابراین [در مورد] وحدت میتوانیم بگوییم که یک وصف انتزاعی از ذات متشخِّص است و طبیعتاً مساوی با وجود و وجوب است چون الشَّیءُ ما لَم یَجِبْ لَم یُوجَدْ و إذا وُجِدَ فهو واحدٌ بنابراین گرچه بین این سه مفهوم تغایر معنوی و مفهومی است ولیکن از نظر وجود خارجی و مصداقی اتحاد است.
عدم بار شدن وحدت خارجی و وحدت عینی بر کلی
شما هر کلیای را که درنظر بگیرید وحدت به آن حکم نمیشود، البته یک وحدت مفهومی حکم میشود بهخاطر اینکه انسان واحد است جنس واحد است فصل واحد است این یک وحدت مفهومی است اما وحدت خارجی و وحدت عینی بر کلی بار نمیشود مگر اینکه آن کلی قید بخورد و آنقدر قید بخورد که یک مصداق خارجی از آن متحقق شود، آنوقت آن شیء، واحد خارجی میشود. پس این وحدت با وجود مساوی است و از آنجایی که وجود تا واجب نشود وجودی ندارد و بین نفس وجوب و وجود اتحاد مصداقی است بنابراین اینها با وحدت هم اتحاد مصداقی دارند.
وحدت، اعمِّ اشیاء
بعد ایشان میفرمایند که وحدت اعمّ اشیاء است و عمومیت آن از همۀ اشیاء بیشتر است و همه زیر چتر وحدت هستند؛ شما هم به این کتاب واحد میگویید هم به این فرش واحد میگویید هم به سماء واحد میگویید، به همۀ اینها واحد اطلاق میشود.
- . منظومه، ج 2، ص 383.
- . منظومه، ج 2، ص 386.

