جلسه ۱۲۳
4این معنای وحدتی است که ایشان در اینجا بیان کردهاند و بعد ایشان وحدت را تقسیم میکنند و میگویند که اقسامی دارد؛ یا وحدت حقیقی است که عبارت است از آن چیزی که در اتصاف واحد به آن نیازی به واسطه نداریم یعنی به عبارت دیگر در اینجا واسطۀ در عروض نمیخواهیم، وصف به حال خود شیء است، نه به حال متعلَّق، مثلاً این زید الآن واحد است یا این کتاب الآن واحد است، اینکه این کتاب الآن واحد است بهجهت این است که این وحدت روی ذات کتاب رفته است، این واحد برای خود کتاب، اسم است، وحدت برای خود کتاب و به حال کتاب صفت است، نه به حال متعلّق این کتاب، وصف به حال متعلّق نیست بلکه وصف برای خود کتاب است. پس وقتی مابین دو شیء وحدت برقرار میکنیم این وحدت در واقع برای اینها نیست.
فرض کنید یک عده هستند که به اینها میگوییم که همه واحد هستند؛ یک گُردان و گروه هستند، اسم واحد را روی اینها میبریم یا میگوییم که زید و عمرو در انسانیت واحد هستند در حیوانیت واحد هستند دوتا حیوانیت در اینها نیست بلکه یک حیوانیت و انسانیت در اینها هست، این وحدتی که الآن ما روی زید و عمرو بردیم به لحاظ انسانیت است یعنی وصف به حالِ متعلَّق است؛ این وحدت اوّلاًبلااوّل به انسان برمیگردد انسان واحد است بعد انسان واسطۀ در عروض شده است و چون انسان را عارض بر زید کردیم و گفتیم که زید و عمرو انسان هستند از این نظر آن وحدت انسان را روی زید و عمرو بار کردهایم درحالیکه زید و عمرو با یکدیگر اتحادی ندارند یعنی اتحاد خارجی ندارند بلکه یک وحدت مفهومی به لحاظ انسانیتشان بر اینها صادق است.
تقسیم «واحد» توسط مرحوم حاجی
بعد ایشان واحد حقیقی و واحد غیرحقیقی را تقسیم میکند:
اقسام واحد حقیقی
میفرمایند که واحد حقیقی اقسامی دارد و اقسامش را هم ایشان ذکر میکنند؛ یا واحد بالخصوص یا واحد بالعموم است واحد بالعموم مثل واحد نوع، واحد انسان، واحد جنس، واحد حیوان، واحد فصل، واحد ناطق، واحد عرض مثل ضحک، تعجب، مشی و امثالذلک که اینها همه واحد هستند، همۀ اینها وحدت دارند. واحد بالخصوص داریم واحد خاص داریم آن واحدی است که یا خود معنای وحدت را دارد یااینکه ضمیمه با وحدت است، تمام اینها معنای وحدتی است که ایشان در واحد حقیقی لحاظ میکنند.

