اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۲۳

0
منظومه
منظومه
جلسات

الفريدة السادسة في الوحدة و الكثرة 40. غرر في غنائهما عن التعريف الحقيقي 41. غرر في تقسيم الوحدة نیمه دوم نوار راجع به مقام حضرت زهراء علیها السلام

جلسه ۱۲۳

7
  • بنابراین وقتی که وحدت بر این ذات عارض شد «غیر حقه» می‌شود یعنی حقیقیِ غیر حقه است؛ وحدت، وحدت حقیقی است ولی حقه نیست به‌خاطر اینکه عارض بر ذات شده است اما در مورد پروردگار چون عروضی در آنجا معنا ندارد بنابراین این وحدت «عین ذات» می‌شود یعنی وقتی که می‌گوییم: «خدا»، فرقی نمی‌کند چه اینکه بگوییم: «یک» یااینکه بگوییم: «خدا»؛ هیچ فرقی نمی‌کند، این وحدت حقۀ حقیقیه می‌شود، در مقابل غیرحقیقی، حقیقی هم هست که گفتیم که واسطۀ در عروض دارد و این واسطۀ در عروض ندارد.

  • ولی صحبت در این است که چرا شما به ذات پروردگار می‌گویید که وحدت عین ذات است؟ چون وحدت را از ذات انتزاع می‌کنید. یک وقت بحثتان بحث مفهومی است و یک وقت بحث مصداقی است، از نقطه‌نظر مفهومی «ذات» و «وحدت» دو چیز هستند همان‌طوری‌که خود شما معنا کرده‌اید و فرموده‌اید که وحدت با وجود و با وجوب از نظر مفهومی سه‌تا است ولی از نظر مصداقی و خارجی یکی است؛ ذات پروردگار و ذات خبیث نجس بنده از این نقطه‌نظر فرقی نمی‌کنند به‌جهت اینکه همان‌طوری‌که وحدت از ذات من نشأت می‌گیرد و انتزاع می‌شود و بعد این وحدت عارض بر ذات می‌شود در ذات من که وحدت نخوابیده است ..., چرا شما می‌گویید که «زیدٌ واحدٌ»؟ به‌خاطر اینکه الشیءُ ما لَم یَتَشَخَّص لم یُوجَد؛ وقتی یک شیء از نقطه‌نظر وجود متشخّص شد اطلاق «موجودٌ» به آن می‌شود، اطلاق «هذا موجَبٌ» به آن می‌شود، اطلاق «واجبٌ» به آن می‌شود، اطلاق «واحد» هم بر آن می‌شود. یعنی وقتی یک شیء وجود پیدا کرد ما می‌توانیم انتزاعات متفاوتی از آن شیء استخراج کنیم؛ یک انتزاعش حمل «موجودٌ» است یک انتزاعش حمل «واجبٌ» است یک انتزاعش حمل «واحدٌ» است یک انتزاعش در مورد مُلکیات حمل «متحیّزٌ» است.

  • فرق مقام احدیت با واحدیت

  • تا وقتی که شیء وجود پیدا نکرد متحیّز نیست، وقتی که شیء وجود پیدا نکرد «مکمّم» نیست، تا وقتی که شیء وجود پیدا نکند که «مکیّف» نیست، تمام اینها به‌خاطر وجود است. یکی از آنها هم واحد است، در واقع وحدت وقتی از زید انتزاع می‌شود که زید وجود پیدا کند؛ وجود متعیِّن پیدا کند پس این‌طور نیست که ذات ما عین وحدت باشد بلکه وحدت انتزاع از ذات است! لذا ما الفرق بیننا و بین الله تعالی؟! آیا ذات پروردگار از نظر مفهومی با وحدت یکی است؟! یعنی چه اینکه بگوییم: «ذات» یا بگوییم: «وحدت»، یکی هستند؟! نه! وحدت یک امر عام است و هم بر ذات پروردگار اطلاق می‌شود [هم بر ما] ولی سنخۀ بر ذات پروردگار با ما فرق می‌کند، سنخۀ در او قابل کثرت نیست سنخۀ در ما قابل کثرت است ولی هردو از ذات انتزاع می‌شود. پس اینکه از ذات انتزاع می‌شود موجب غیر حقه و حقه بودن نیست که وحدت در یک‌ جا حقه شود و در یک ‌جا غیرحقه شود. نه‌خیر! آنچه که موجب حقه و غیرحقه شدن می‌شود این است که آن وحدت در ذات پروردگار شرکت ندارد و در ذات ما شرکت دارد؛ این یک مفهوم است که قابل صدق بر کثیرین است ولی وحدتی که برای پروردگار است قابل صدق بر کثیرین نیست چون وقتی که ما وجود را متعیّن دانستیم یک تعیّن بیشتر در دنیا نیست و آن تعیّن اختصاص به ذات دارد و غیر از آن تعیّن هم هیچ‌چیزی وجود ندارد که شما بخواهید بر وحدت حمل کنید یا نکنید، از این‌ نظر است.