
جلسه ۱۲۴
42. غرر في الحمل و تقسيمه
جلسه ۱۲۴
توضیحات:
42. غرر في الحمل و تقسيمه
جلسه ۱۲۴
10«و [مثل] ملاحظۀ شیء به حیثی که ممکن است در ذات خودش غیر خودش باشد» برای دفع آن توّهم غیریت ما خود شیء را بر شیء حمل میکنیم «یا ممکن است که از خودش سلب بشود» مثلاً بگوییم که اشتباهی شده و متکلم اشتباه کرده و منظورش این نبوده است لذا میشود این از خودش سلب شود. «و ملاحظه کردن این شیء نه اینطوری بَل کَما هُو هُو»، بلکه میخواهیم بگوییم که من واقعاً اشتباه نکردهام و همینطوری که گفتم درست است. «همانگونه که در مبحث ماهیت میگویند: انسان از حیث اینکه انسان است، انسان است و غیر انسان نیست» یعنی ما یک انسان را لحاظ کردهایم و داریم خود این را لحاظ میکنیم نه غیر از این را مثلاً در آن مواردی آورده میشود که آن شیء دارای وجود سِعی است. میگوییم که انسان از حیث اینکه نفس مجرد است داخل در عقول است یا انسان از حیث اینکه راه میرود داخل در صفت مشی است. اما یک وقت داریم راجع به انسان از حیث اینکه انسان است صحبت میکنیم یعنی دارای این خصوصیات و مستجمع صفات است، که ما خود شیء را با تمام وجود و عوارضش درنظر گرفتهایم. «در مبحث جعل میگوییم: مشمش، مشمش نشده است بلکه موجود شده است؛ این ذاتاً مشمشه است». در اینجا نمیشود مشمش را از خودش سلب کنیم نمیشود ذاتیات یک مشمش را از او سلب کنیم و بعداً به او اعطا کنیم. وقتی شما میگویید: مشمش، قطعاً ذاتیات خود این صورت هم به ذهن میآید و لحاظ میشود. سلب ماهیت از شیء که نمیشود. این را برای این جهت گفتیم.
«ثبوت شیء برای خودش ضروری است و سلب آن شیء از خودش محال است همانطور که گفتیم: هر مفهومی گرچه وجود نداشته باشد و وجودش معتبر نباشد پس خودش فاقد نفسش نخواهد بود»؛ گرچه وجودش لحاظ شود ولی فاقد نفسش نمیشود، فاقد ذاتیات و ماهیتش نمیتواند بشود.
