
جلسه ۱۲۴
42. غرر في الحمل و تقسيمه
جلسه ۱۲۴
توضیحات:
42. غرر في الحمل و تقسيمه
جلسه ۱۲۴
9پس در هر حملی دو مصحِّح میخواهید؛ مصحح اوّل اینکه مابهالاِشتراک بین موضوع و محمول باشد و مصحِّح دوم مابهالاِختلاف باشد.
ـ مابهالاِشتراک ممکن است هر چیزی باشد؛ تجانس باشد اشتراک مصداقی باشد، عنوان شایع باشد ـ نه اشتراک مفهومی ـ همۀ انواع مابهالاِشتراکی که ممکن است در حمل داشته باشیم [اینها هستند].
ـ مابهالاِمتیاز هم طبعاً میشود همان غیریتی که بر موضوع و محمول حاکم است ولو غیریت توّهمی باشد ولو اجمالی باشد. این برای حمل میخواهد. این تمام شد.
تقسیمٌ:
الحملُ بِالذَّاتیِّ الأوّلیِّ وُصِفْ مَفهومُه اِتَّحادُ مَفهومٍ عُرِفْ أیْ مفادُه أنَّ الموضوعَ نَفسُ مَفهومِ المَحمولِ ذاتاً و ماهیةً لا وُجوداً فقط کما فی الحَملِ الشَّائِع و لکنْ بَعدَ أنْ یُلحَظَ نحوٌ مِن التَّغایُر کتَغایُرِ الإجمالِ و التَّفصیلِ فی حَملِ الحدِّ عَلی المَحدودِ و کَمُلاحظةِ الشَّیءِ بِحیثُ یُمکِن أنْ یَکونَ غیرَه فی ذاتِه أو یُمکن أنْ یُسلَب عَن نَفسِهِ و ملاحَظَتُهُ لا کذلک بَل کَما هُو هُو کَقَولِهم فی مَبحثِ المَاهیةِ الإنسانُ مِن حیثُ هو إنسانٌ إنسانٌ لا غَیرُ و فی مَبحثِ الجَعلْ مَا جَعَلَ المِشْمِشَ مِشْمِشاً بل جَعَلَ موجوداً فإنَّ المِشْمِشَ مِشْمِشٌ فی ذاتِه إذْ ثُّبوتُ الشَّیءِ لِنفسِهِ ضروریٌ و سَلْبُه عَن نَفسِهِ محالٌ کَما قُلنا فَکُلُّ مَفهومٍ و إنْ لَیسَ وُجِدْ و لا یعتبر وجوده فَنَفسَه ـ مَفعولٌ مقدّمٌ ـ بِالأوّلی مِن الحَملِ ما ـ نَافیةً ـ فَقَد. و إنَّما سُمِّیَ ذاتیاً إذْ لا یَجری إلاّ فی الذَّاتیاتِ و أوَّلیاً لِکونِهِ أوَّلیُ الصِّدقِ أو الکِذْب.1
«حمل یا حمل اوّلی ذاتی است، مفهومش چیست؟ مفهوم حمل اوّلی ذاتی اتحاد مفهوم است» مفهومِ موضوع و محمول یکی باشد یعنی «مفاد این حمل ذاتی این است که موضوع، نفسِ مفهومِ محمولی است که حمل شده است هم ذاتاً و هم از نظر ماهیت یکی است، اینطور نیست که فقط از نظر وجود یکی باشد» بلکه از نظر ذات و ماهیت هم یکی است. «همانطور که در حمل شایع فقط از نظر وجود یکی است» مثلاً میگوییم که «زیدٌ عادلٌ» این از نظر وجود یکی است ولی از نظر مفهوم زید و عادل دوتا هستند «اما این حمل اوّلی ذاتی بعد از این است که یک نحوه از تغایر در آن لحاظ شود مانند تغایر اجمال و تفصیل در حمل حدّ بر محدود» که وقتی شما یک حدّی را بر یک محدودی حمل میکنید، اجمال و تفصیل در اینجا لحاظ شده است. منبابمثال میگوید: «الإنسانُ ما هو؟» میگوییم: «الإنسانُ حیوانٌ ناطقٌ».
- . منظومه، ج 2، ص 393.
