اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۲۴

0
منظومه
منظومه
جلسات

42. غرر في الحمل و تقسيمه

جلسه ۱۲۴

3
  • تقسیم حمل به اوّلی ذاتی و شایع صناعی

  • ایشان حمل را تقسیم دیگری می‌کنند و می‌فرمایند که حمل یا حمل اوّلی ذاتی است یا شایع صناعی.

  • ـ حمل اوّلی ذاتی حمل مفهومی است؛ هر موضوعی که ما مفهوم خود آن را بر آن موضوع حمل کنیم یعنی ذاتیِ آن را بر آن حمل کنیم اوّلی ذاتی می‌شود. چرا ذاتی است؟! به‌خاطر اینکه ذاتیاتش بر آن موضوع حمل شده است. چرا به آن اوّلی می‌گویند؟ به‌خاطر اینکه «أوّلی التَّصدیق و التَّصور» است یعنی در مرحلۀ اوّل ذاتیات یک شیء تصدیق و تصور می‌شود بعد عرضیات و لواحقش [تصدیق و تصور می‌شود].

  • ـ در قبال [آن] حمل شایع صناعی [است] که مفهوم یک شیء را بر شیء دیگر حمل نمی‌کنیم بلکه وجود آن را حمل می‌کنیم هرچند از نظر مفهومی دوتا باشند مانند اینکه می‌گوییم: «زیدٌ انسانٌ» یا «الإنسانُ زیدٌ»؛ در اینجا وجود انسان در خارج را بر زید حمل می‌کنیم. یا می‌گوییم: «زیدٌ عالمٌ»؛ وجود عالم و مصداق عالم را بر زید حمل می‌کنیم ولکن مفهوم عالم با مفهوم زید دوتا است.

  • تقسیم حمل به مواطات و اشتقاق

  • تقسیم دیگری در اینجا می‌کنند که حمل مواطات و اشتقاق است. ما دو حمل داریم که یکی حمل هوهو است مثل اینکه می‌گوییم: «زیدٌ عادلٌ» یا «زیدٌ عالمٌ». یک حمل ذوهو داریم یعنی تا یک «ذو» نیاوریم حمل ما معنا و مفهومی ندارد مثل اینکه بگوییم: «زیدٌ عدلٌ» که «ذو عَدلٍ» است و در اینجا استفاده می‌کنیم که عرف هیچ‌گاه مصدر را ـ همان‌طوری‌که عرض کردیم ـ به ‌معنای ذات اخذ نمی‌کند و مصدر هیچ‌گاه به ‌معنای اسم فاعل یا اسم مفعول نمی‌آید بلکه همان‌طوری‌‌که عرض شد فاعلیت فاعل در مصدر لحاظ می‌شود و یا مفعولیت و حیثیت مفعول لحاظ می‌شود اما اسم فاعل که ذات در آن منطوی است که دو قول در اینجا در مورد مشتقات هست. بعضی‌ها می‌گویند که اصلاً ذات جدای از آن مفهوم وصفیت و اشتقاق لحاظ شده است و به ‌عبارت دیگر در کمون این، ذات خوابیده است گرچه به اسم نیاورده‌ایم و گفته‌ایم که عالم به‌ معنای «ذاتٌ ثَبَتَ له العلم» است. بعضی‌ها معتقدند به اینکه این‌طور نیست که به‌جای ذات موصوف آمده است بلکه این ذات از آن عالم استفاده می‌شود. فرقی از این نقطه‌نظر نمی‌کند حالا عالم در آن ذات جدا هست یا در او ذات هست بالأخره ما از عالم ذات را استفاده می‌کنیم و عدل به ‌معنای عادل نمی‌آید بلکه عدل به‌ معنای خودش است و عادل هم به‌ معنای خودش است؛ همان‌طوری‌که عادل به‌ معنای عدل نمی‌آید عدل هم به معنای عادل نمی‌آید. بحث مبالغه بحث دیگری است. از این نقطه‌نظر به این حمل می‌گویند: حمل ذوهو. حالا اگر رسیدیم بقیه‌اش ـ حمل بتّی و غیر بتّی ـ را هم می‌خوانیم.