جلسه ۱۲۴
2أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحيم
قابله بِالذَّاتِ مقدار و إن *** یـقبله بِالعارضِ کَالجِسمِ زکن و الوَحدةُ الغَیرُ الحَقیقیةِ ما *** وَاسطةَ العروضِ لـیس معدماً تَجانسٌ تَماثلٌ تَساویٌّ *** تَشابهٌ تَناسبٌ تَوازیٌّ إن وُحِـد الشَّیـئانِ جِنساً نوعاً *** کَمّا و کیفاً نسبةً و وضعاًٰ و واحدُ بِالنَّوعِ غیرُ النُّوعی *** فی مثلِه التَّمییز أیضاً مرعی1 بحث راجع به اقسام وحدت و تقسیم آن بود که عرض شد وحدت حقیقیه آن واحدی است که اتصاف آن به وحدت واسطۀ در عروض نمیخواهد یعنی وصفِ به حالِ خودش است نه به حال متعلّق و وحدت غیرحقیقیه آن است که وحدت واسطۀ در عروض میخواهد.
حالا این واسطۀ در عروض یا هرچه میخواهد باشد؛ یا واسطۀ نوعیه است یا جنسیه یا فصلیه یا عرضیه و اعراض هم که تفاوت پیدا میکنند. فرق نمیکنند؛ یا کمّی است یا کیفی است یا نسبت و امثالذلک است که اینها همه برای اتصاف دو شیء به وحدت واسطه میشوند.
این مطلب تمام میشود بعد بحثشان راجع به حمل است و همان مطالب منطقی است که قبلاً صحبت شده است.
تقسیم حمل به هوهو و ذوهو
حمل یا حمل هوهو است یا حمل [شایع است] در حمل آنچه که شرط است همان اتحاد موضوع و محمول است؛ اِتّحادٌ ما است؛ یا اتحاد نوعی یا اتحاد جنسی یا فصلی یا همان اتحاد در اعراض و امثالذلک. اینها باید یک شیئی باشد که مصححِ حمل باشد به خلاف تقابل که در تقابل مصححِ کثرت است و از کثرت ناشی میشود. بنابراین باید بین موضوع و محمولی که شما دارید حمل برقرار میکنید یک وجه تشابه و مشارکتی باشد؛ از یک جهت باید مشارکت باشد و از یک جهت افتراق و تقابل باشد. چرا باید یک وجه مشارکت باشد؟! بهخاطر اینکه حمل، حمل یک شیء یا یک صفتی بر یک موضوعی است و تااینکه آن موضوع آن صفت را نداشته باشد این حمل غیرصحیح است و «کَضَمِّ الحَجَرِ فی جنبِ الإنسانِ» میشود. باید یک وجه اشتراک بین موضوع و محمول باشد تا شما بگویید که «این»، «آن» است. «این»، «آن» بودن را همان وحدت در مابهالاِشتراک تصحیح میکند و از آنطرف هم باید کثرتی بین موضوع و محمول باشد بهجهت اینکه حمل شیء بر نفسش یعنی یک شیء را بر خودش حمل کنید، محال است. حالا آن کثرت هرچه میخواهد باشد؛ ممکن است کثرت نوعی باشد یااینکه کثرت بالإجمال و تفصیل باشد یا کثرت بالغیریه باشد؛ دفع توهم غیری باشد. اینها مسائلی است که صحبت شده و روشن است.
- . منظومه، ج 2، ص 387.

