
جلسه ۱۲۵
43. غرر في التقابل و أقسامه
جلسه ۱۲۵
توضیحات:
43. غرر في التقابل و أقسامه
جلسه ۱۲۵
8این راجع به قضایای غیر بتّیه بود.
و الهلیةُ البسیطةُ ما یُجابُ بِهِ عن السُّؤالِ بِهَل البَسیطِ عَنْ وجودِ شیءٍ. و الهلیةُ المُرکبةُ ما یُجابُ بِهِ عَن السُّؤال بِهَل المُرکب عَن حالاتِه. و فی بَسیطةٍ مِنَ الهلیةِ، لا تَجرِیَن قاعدةَ الفَرعیةِ بأنْ تَقولَ فی البَسیطةِ أیضاً ثُبوتُ شیءٍ هُو الوجود لِشیءٍ هُو الماهیة فهو فَرعُ ثُبوتِ المثبَتِ له أعنَی الماهیةَ. فنَنْقُلُ الکَلامَ إلی هذا الثُّبوتِ فَیکونُ فرعُ ثُبوتِ آخرٍ لها و هکذا فَیلزم التَّسلسل.1
«هلیۀ بسیطه به چه میگویند؟! آن قضیهای است که اگر با هل بسیطه از وجود شیء از انسان سؤال کنند» و انسان به آن جواب بدهد مثل «هل زیدٌ موجودٌ؟» میگوییم: «زیدٌ موجودٌ». [در واقع سؤال] از وجود شیء است. «هلیۀ مرکبه آن است که از حالاتش سؤال کنند» مثل «هل زیدٌ فی الدار؟»، «هل زیدٌ راکبٌ؟»، «هل زیدٌ شاعرٌ؟» و امثالذلک.
«در قضیۀ هلیۀ بسیطه قاعدۀ فرعیت را جاری نکن که بگویی در بسیطه ایضاً ثبوت ”شیء“ که وجود است ”لشیء“ که ماهیت است، ”فرع ثبوت مثبتله“ که ماهیت است»، این نمیشود.
«ما نقل کلام به این ثبوت میکنیم»؛ شما خودتان میگویید که فرع ثبوت مثبتله است، فرض این است که آن مثبتله یعنی ماهیت، ثابت باشد. الآن شما در اینجا هم نقل کلام به این ثبوت میکنید «پس این ثبوت مثبتله فرع یک ثبوت دیگری است» چون شما میگویید که ماهیت باید باشد؛ ماهیت باشد یعنی وجود باید بیاید روی آن ماهیت تا موجود باشد. دوباره حمل وجود بر آن ماهیت مستلزم یک ماهیت دیگر است. اگر دوباره نقل کلام بر آن ماهیت بکنید آن ماهیت هم باید باشد پس آن ماهیت باید وجود داشته باشد و ثبوت وجود برای ماهیت فرع ثبوت یک ماهیت دیگر است و هَلمَّ جراً.
و هَذا لَزِمَ مِن أنْ یَکونَ مُفادُ البَسیطِ ثُبوتَ شیءٍ لشیءٍ و لیس کذلک. لِأنَّها أیْ البَسیطةُ ثُبوت شیءٍ قد بَدَتْ لأنَّ الوُجودَ لِلماهیةِ لَیس مِن العوارضِ الخَارجیةِ و الماهیةُ لیس أمراً مُتَحقِّقاً بِدونِ الوجود حَتی یَکونُ ثُبوتَ شیءٍ لشیءٍ. و هی أیْ القاعدةُ لکونِ الشَّیءِ شیئاً قَد حَوَتْ لا لِکونِ الشَّیءِ.2
- . منظومه، ج 2، ص 394 و 395.
- . منظومه، ج 2، ص 395.
