جلسه ۱۲۵
4این مخصِّصاش چیست؟! چرا خارج است؟! چه دلیلی بر خروج داریم؟! اگر شما قاعدۀ عقلی را کلی میدانید، وقتی کلی باشد دیگر تخصیص برنمیدارد. مگر شما اینطور بگویید که اصلاً قاعدۀ عقلی در این مورد نیست همانطور که قواعد عقلی در تحقّق موضوعشان نیاز به حدود و قیودی دارند، همینطور این قضیۀ «ثبوتُ شیءٍ لشیءٍ فرعُ ثبوت المثبَت له» حدود و قیودی دارد که به آن حدود و قیود این قضیه کلیت پیدا میکند؛ آن حدود و قیود این است که در هلیات مرکبه که یک صفت و عرضی را بر وجودی حمل میکنید، موضوع برای این قاعدۀ عقلیه در آنجا محقّق میشود وقتی که محقّق شد دیگر تخصیصبردار نیست اما در هلیات بسیط که شما عرض یا صفتی را حمل نمیکنید بنابراین اصلاً موضوع برای این قاعده محقّق نشده است، نهاینکه بخواهیم تخصیص بزنیم.
تقسیمٌ آخَر:
بتیةً ـ بِالنَّصبِ عَلی طَریقةِ الحَذفِ و الإیصالِ ـ و غیرَها و مرکبةً و بسیطةً هلیةٌ أیْ قضیةٌ هی مَطلبُ هَل مُنشَعِبةٌ. و تَقدیرُ البَیتِ أنَّ الهَلیةَ مُنشَعِبةٌ إلی هلیةٍ بتیةٍ و غَیرِ بتیةٍ و إلی هَلیةٍ بَسیطةٍ و مُرکبةٍ.1
«به طریقۀ حذف و ایصال بخوانید» یعنی «قضیةً بتّیه». بعداً میگوید که «إلی» حذف شده است و بعد بهجای حذف «إلی»، «نصب» آوردهایم، از باب اینکه وقتی که جار حذف میشود ... . «تقدیر بیت اینگونه است که قضیۀ هلیه تقسیم میشود به هلیات بتّیه (محققه) و غیر بتّیه (غیرمحققه) و هلیۀ بسیطه و هلیۀ مرکبه» پس چهارتا قضیه در اینجا داریم.
اعلَمْ أنَّ القَضیةَ مُشتَمِلةٌ عَلیٰ عَقدَیْن عَقدُ الوضعِ و عَقدُ الحملِ. فإذا قُلتَ کُلُّ إنسانٍ ضَاحِکٌ کَان مَعناهُ کُلُّ شَیءٍ صَدَقَ عَلیه الإنسان صَدَقَ علیه الضاحک. فإذا کانَ لِموضوعِها أفرادٌ مُحقَقةٌ یَصدُقُ عَلیه عنوانُ الموضوع کَانتْ بَتیةً. و إذا کَانَ أفرادُ موضوعِها تَقدیریةً غَیرَ مُحققةٍ کَانت تقدیریةً و غیرَ بَتیةٍ مِثلُ کلُّ مَعدومٍ مطلقٍ لَا یُخبَر عنه و کُلُّ شَریکِ البَاری مُمتنعٌ و کُلُ اجْتماعِ النَّقیضینِ محالٌ.2
- . منظومه، ج 2، ص 394.
- . منظومه، ج 2، ص 394.

