جلسه ۱۲۶
توضیحات:
الفريدة السابعة في العلة و المعلول 44. غرر في التعريف و التقسيم
جلسه ۱۲۶
12ثُمَّ لِلفاعلِ أقسامٌ و هی بِالطَّبعِ أو بِالقَسْرِ ـ کلمةُ أوْ فیه و فی قَرائِنِه لِلتنویعِ ـ أو بِالقصدِ أو بِالجبرِ بِالتَّسخیرِ ـ فَارْعِ ما رَعوا ـ أو بِالتَّجلیِّ ثمَّ بِالعنایةِ أو بِالرضا.1
فاعل اقسامی دارد: (هشت قسم برای فاعل ما میشماریم) یا فاعل بالطبع است یا فاعل بالقسر ـ این «أو» برای تردید نیست بلکه تنویعیه است ـ یا بالقصد است یا بالجبر است یا بالتسخیر ـ که شما این را رعایت کن ـ یا بالتجلی یا بالعنایه یا بالرضا.
فاعل بالتسخیر روشن است. ایشان بعداً میگویند که فاعل بالتسخیر آن است که تحت سیطرۀ یک قوه و فاعل دیگری واقع شود مثل آن قوای جهاز هاضمه که تحت سیطرۀ نفس هستند. یا نفس که تحت سیطرۀ جبروت است.
فَادرَوا یا أُولی الدّرایةِ ثمَّ أشرَنا إلی وجهِ ضبط یُستنبَط مِنه تعاریفُها مُلَخَّصُه أنَّ الفاعلَ إمَّا أنْ یَکونَ لَه عِلمٌ بِفعلِهِ أو لا. و الثَّانی إمّا أنْ یُلائِمَ فِعلُه طَبعَه فَهو الفاعلُ بِالطَّبعِ أو لا فهو الفاعلُ بِالقَسْرِ.2
تعریفهای اینها از این وجه ضبط روشن میشود ملخصش این است که فاعل یا علم به فعل دارد یا ندارد. دوم یا فعلش ملایم با طبعش است که فاعل بالطبع میشود. یا ملایم نیست که به آن فاعل بالقسر میگویند.
میگویند که «الملک یَبقیٰ مع الکفر و لا یَبقیٰ مع الظلم»3 کاری که حکومت انجام میدهد باید کاری موافق با طبع خود حکومت باشد. حکومت برقراری نظام اجتماعی است؛ باید نظام اجتماعی را در بین مردم برقرار کند بهطوریکه کسی به کسی ظلم نکند. حالا اگر حکومتی این کار را انجام داد، این فاعل بالطبع میشود ـ مثلاً میگوییم ـ چون این شاعر است حالا فرض کنید شاعر هم نباشد در واقع نفس عمل این حکومت ـ نه آن کسانی که انجام میدهند ـ فاعل بالطبع است و این حکومت دوام دارد. حالا اگر حکومت بر خلاف این طبع انجام داد یعنی ظلم کرد پول گرفت مالیات گرفت پارتیبازی و فلان کرد این عمل حکومت فاعل بالقسر میشود یعنی عملی را بر خلاف آن حیثیت وجودی خودش انجام میدهد؛ حیثیت وجودی حکومت در وقتی است که عمل بر وفق مصلحت باشد. اگر بر خلاف مصلحت انجام داد، پس این عمل بالقسر میشود و القسر لا یدوم. یک وقت ملت منفجر میشود و میزند زیر پای همه چیز و داغان میکند! لذا میگویند: «الملک یَبقیٰ مع الکفر و لا یَبقیٰ مع الظلم».
- . منظومه، ج 2، ص 406 و 407.
- . منظومه، ج 2، ص 407.
- . جامع الأخبار، ج 1، ص 119 (با قدری اختلاف).

