جلسه ۱۲۶
توضیحات:
الفريدة السابعة في العلة و المعلول 44. غرر في التعريف و التقسيم
جلسه ۱۲۶
9لذا میگویند که «القَسرُ لا یَدوم»، بهخاطر اینکه قسر بر خلاف مسیر است لذا باید در یک جایی آن جهت فاعلیت قسر تمام شود. به این دوتا میگویند: فاعلی که شعور ندارد؛ یعنی در آن عملی که انجام میدهد شعور ندارد.
تعریف فاعل بالجبر
حالا اگر فاعل در آن عملی که انجام میدهد خودش هم فهم و شعور داشت یا آن فعلی که انجام میدهد بدون اراده است که فاعل بالجبر میشود؛ فاعل بالجبر این است که او را مجبور کنند که عملی را انجام دهد، او فاعل بالجبر است.
فرق اجبار با اکراه
مجبور بودن با اکراه فرق میکند؛ اکراه این است که شما اختیار دارید گرچه اکراه است اما اختیار دارید ولی در اینجا اختیار نیست، فاعل بالجبر این است که شما را مجبور به یک عملی میکنند که انجام میدهید ولکن اختیار ندارید مثلاً دست شما را در غذا میکنند و این غذا را جبراً داخل دهان میکنید و روزه باطل میشود یا سر شما را به جبر در زیر آب میکنند، شما دارید سرتان را برای باطل کردن روزه زیر آب میکنید ولی شخص دیگری دارد انجام میدهد. اگر آن قوا در شما نبود و انجام نمیدادید آن فاعل نمیتوانست این کار را انجام دهد، این فاعل بالجبر میشود که ارادهای در کار نیست.
تعریف فاعل بالقصد
یااینکه فاعل در عین اینکه شعور دارد اراده هم دارد. حالا آن که اراده دارد یا قصد او در فعل زائد بر فعل است زائد بر ذات خودش است یعنی یک امر زائد بر آن فعل را قصد میکند، این فاعل بالقصد میشود. ما وقتی که میخواهیم یک عملی را انجام بدهیم یک قصدی را زائد بر آن فعل درنظر میگیریم، مصلحت و یا مفسدهای را زائد بر آن فعل درنظر میگیریم و این عمل را انجام میدهیم، این فاعل بالقصد میشود. تمام تکلیف براساس این فاعلیت بالقصد پیدا میشود.
تعریف فاعل بالعنایه

