جلسه ۱۲۶
4تعریف کمال ثانی
یعنی حالا که این ماده در خارج وجود پیدا کرد، ما میخواهیم شیء دیگری را بر آن بار کنیم که مسئلۀ علیت در اینجا هم هست؛ میگوییم که این فرش مادهای میخواهد که پشم است، صورتی میخواهد که همان نحوۀ بافت و نحوۀ درآوردن آن است. خُب این صورتش است که علت صوری است برای شیء و شی دیگر فاعل است که بیاید این شیء خارجی را متحقق کند؛ فاعلی که بیاید و این معلول و شیء خارجی را متحقق کند بهجهت اینکه این شیء خارجی خودبهخود متحقق نمیشود و هر معلولی در وجود خودش به علت نیاز دارد.
بنابراین باید فاعلی خارج از ذات این معلول باشد که بین این علت صوری و علت مادی را باهم جمع کند. در واقع بافندهای میخواهد که بیاید پشم را به این کیفیت در بیاورد کارخانهای میخواهد که بیاید این قُطْن یا اشجار را بهصورت صفحات دربیاورد. پس ماده هست ولی این ماده را به این صورت درآوردن نیاز به فاعل و جاعل دارد. ماده هست ولی نجاری میخواهد که این ماده را تبدیل به سریر کند؛ خود سریر بهتنهایی میخ و چکش نمیشود بلکه فاعل میخواهد.
تعریف علت فاعلی
پس هر شیئی چه در قِوام وجودی خودش و چه در قِوام عوارض خودش نیازمند به فاعل هست این علت فاعلی میشود. حالا وقتی که فاعل آمد این کار را انجام داد، آیا مسئله تمام است؟ نه، میگوییم: فاعلی که میخواهد این کار را انجام دهد آن فاعل به یک جهتی انجام میدهد؛ این فاعل انجام میدهد تااینکه این شیء به این کیفیت دربیاید این فاعل انجام میدهد بهخاطر این هدف، مثلاً فاعل سکنجبین را بهخاطر اینکه مریضی بخورد و صفراویت از او دفع بشود درست میکند یا فرض کنید که صندلی میسازد تااینکه روی آن بنشینند.
تعریف علت غائی
پس فاعل آن فعلی را که انجام میدهد بهجهت هدفی است که آن هدف را در ذهن و درنظر دارد. آن هدفی که فاعل، آن هدف را درنظر دارد، به آن علت تمامی یا علت غائی میگویند بهجهت اینکه تَمامُ الشیء به او است. وقتی که هدف محقق نشود پس شیء در وجود خودش انگار تام نشده است.

