جلسه ۱۲۷
4بنابراین خود مشائیون نسبت به افعال و نسبت به اعیان خارجی قائل به فاعل بالرضا هستند. میگویند که این کشف تفصیلی اعیان خارجی عبارت از همان علم ذات به ذات خودش میباشد منتها این اعیان خارجی یک صور مرتسمه دارند که این صور مرتسمه بهعنوان عوارض بر ذات باری عارض میشوند پس باری نسبت به صور مرتسمه اعیان فاعل بالعنایه است، نه نسبت به خود آن اعیان.
اشراقیون همه را یککاسه کرده و گفتهاند که صور مرتسمه چیست؟! اعیان خارجی چیست؟! تمام این صور مرتسمه و اعیان خارجی فاعل بالرضا هستند نسبت به پروردگار. چرا؟ بهجهت اینکه این اعیان خارجی صور مرتسمۀ دیگری ندارند تااینکه انتساب آن فاعل به این صور با انتسابش به خود این فعل تفاوت پیدا کند. صور مرتسمۀ اعیان خارجی همان علم حضوری است که عبارت از خود تحقق خارجی این اعیان در خارج است، قضیه این است. وقتی دل شما درد میگیرد یک علم به دلدرد هم ندارید که یک دلدرد داشته باشید و یکی هم علم پیدا کنید که دل شما درد میکند بلکه نفس دلدرد علم است و نفس ناراحتی عین خارجی است، پس خودش علم است. وقتی شما سیر هستید، سیری یک چیزی نیست و علم به سیری چیز دیگر، بله، علم به سیری در مورد افراد و اشیاء دیگر صادق است مثلاً من اطلاع پیدا میکنم که شما الآن سیر هستید و گرسنه نیستید. چرا؟ چون دیدم که مثلاً یک پرس غذا خوردید و سیر شدید این اطلاعی است که من پیدا میکنم ولی صحبت در این است که آیا اطلاع من با وجدان شما در این مثال یکی است؟! یک قِسم است؟! نه، شما به علم حضوری این سیری را در وجود خودتان وجدان میکنید ولی من وجدان نمیکنم بلکه علم من علم حصولی است و حضوری نیست. من وقتی بر این سیری و بر این گرسنگی و بر این اَلَم و درد اطلاع پیدا میکنم که دیدم شما اینطور کردید و اخم کردهاید و به خودتان میپیچید در اینجا میفهمم که یک چیزی شده است. ولی آن حالتی که الآن در وجود خودتان است؛ شما اصلاً فکر نمیکنید که الآن من علم دارم به اینکه دلم درد میکند یا بنده علم ندارم که دلم درد میکند لذا این علم را بروم پیدا کنم! اینطور نیست بلکه دارید به خودتان میپیچید! درست شد؟!

